آکادمی راه زبان | آموزش زبان آلمانی و انگلیسی

آموزش تخصصی و رایگان زبان آلمانی و انگلیسی همراه با جدیدترین اخبار و راهنمای مهاجرت

https://lakchi.com
برگزیدهزبان انگلیسی

۵۰۰ لغت ضروری زبان انگلیسی که هر زبان‌آموز باید بداند

۵۰۰ لغت ضروری زبان انگلیسی ، به شما بیش از آنکه فکر کنید، کمک خواهند کرد. اگر می‌خواهید سریع‌تر انگلیسی یاد بگیرید، حفظ کردن ۵۰۰ لغت ضروری زبان انگلیسی یکی از بهترین نقطه‌های شروع است. تحقیقات نشان می‌دهد که بخش بزرگی از مکالمات روزمره انگلیسی با تعداد محدودی از واژگان انجام می‌شود. به همین دلیل یادگیری لغات پرکاربرد انگلیسی می‌تواند درک شما از فیلم‌ها، کتاب‌ها، پادکست‌ها و مکالمات واقعی را به شکل چشمگیری افزایش دهد.

در این مقاله با مهم‌ترین لغات انگلیسی آشنا می‌شوید و همچنین یاد می‌گیرید چگونه این کلمات را برای همیشه در ذهن خود ماندگار کنید.

چرا یادگیری ۵۰۰ لغت ضروری انگلیسی اهمیت دارد؟

بسیاری از زبان‌آموزان تصور می‌کنند برای صحبت کردن به زبان انگلیسی باید هزاران لغت حفظ کنند. در حالی که واقعیت متفاوت است. بخش زیادی از مکالمات روزمره با واژگان پرتکرار انجام می‌شود.۵۰۰ لغت ضروری زبان انگلیسی که هر زبان‌آموز باید بداند

مزایای یادگیری لغات ضروری:

  • افزایش سرعت مکالمه
  • درک بهتر فیلم و سریال
  • بهبود مهارت ریدینگ
  • تقویت مهارت نوشتاری
  • آمادگی بهتر برای آزمون‌های زبان

مطالعه مطالب زیر به شما توصیه می‌شود:

لیست ۵۰۰ لغت ضروری زبان انگلیسی

English Wordترجمه فارسیExample Sentence (جمله مثال)ترجمه جمله به فارسی
TimeزمانTime flies when you’re having fun.زمان وقتی خوش می‌گذرانی سریع می‌گذرد.
PersonشخصEvery person has a unique story.هر شخص داستان منحصربه‌فردی دارد.
YearسالShe will graduate next year.او سال آینده فارغ‌التحصیل می‌شود.
WayراهThis is the best way to learn English.این بهترین راه برای یادگیری انگلیسی است.
DayروزToday is a beautiful day.امروز روز زیبایی است.
ThingچیزThe most important thing is health.مهم‌ترین چیز سلامتی است.
ManمردThe man helped the old lady.مرد به خانم پیر کمک کرد.
WorldجهانThe world is becoming smaller because of technology.جهان به خاطر تکنولوژی کوچک‌تر شده است.
LifeزندگیLife is full of surprises.زندگی پر از غافلگیری است.
HandدستGive me your hand.دستت را بده به من.
PartبخشThis is an important part of the lesson.این بخش مهمی از درس است.
ChildکودکThe child is playing in the park.کودک در پارک بازی می‌کند.
EyeچشمHer eyes are blue.چشمان او آبی است.
WomanزنThe woman is a doctor.آن زن پزشک است.
PlaceمکانThis is my favorite place.این مکان مورد علاقه من است.
WorkکارI go to work every morning.هر صبح به سر کار می‌روم.
WeekهفتهWe have a meeting next week.هفته آینده جلسه داریم.
CaseموردIn this case, we need more information.در این مورد، به اطلاعات بیشتری نیاز داریم.
PointنکتهThat’s a good point.این نکته خوبی است.
GovernmentدولتThe government announced new rules.دولت قوانین جدیدی اعلام کرد.
CompanyشرکتHe works for a big company.او برای یک شرکت بزرگ کار می‌کند.
NumberعددWrite down your phone number.شماره تلفن خود را بنویس.
GroupگروهOur group finished the project first.گروه ما اولین پروژه را تمام کرد.
ProblemمشکلWe have a small problem.ما یک مشکل کوچک داریم.
FactحقیقتIt is a fact that the Earth is round.این حقیقت است که زمین گرد است.
BookکتابI am reading a good book.دارم یک کتاب خوب می‌خوانم.
SchoolمدرسهMy sister goes to school.خواهرم به مدرسه می‌رود.
Studentدانش‌آموزThe student studies hard.دانش‌آموز سخت درس می‌خواند.
TeacherمعلمThe teacher explained the lesson.معلم درس را توضیح داد.
LessonدرسThis is an important lesson.این درس مهمی است.
QuestionسوالDo you have any question?سوالی داری؟
AnswerپاسخWhat is the correct answer?پاسخ درست چیست؟
HouseخانهThey live in a big house.آنها در خانه بزرگی زندگی می‌کنند.
RoomاتاقMy room is clean.اتاق من تمیز است.
DoorدرPlease close the door.لطفاً در را ببند.
WindowپنجرهOpen the window please.لطفاً پنجره را باز کن.
FamilyخانوادهI love my family.من عاشق خانواده‌ام هستم.
FatherپدرMy father is a teacher.پدرم معلم است.
MotherمادرMother is cooking dinner.مادر شام درست می‌کند.
BrotherبرادرMy brother is taller than me.برادرم از من بلندتر است.
SisterخواهرMy sister is very kind.خواهرم خیلی مهربان است.
FriendدوستHe is my best friend.او بهترین دوست من است.
LoveعشقLove is a beautiful feeling.عشق احساس زیبایی است.
MoneyپولI need to save more money.باید پول بیشتری پس‌انداز کنم.
FoodغذاPersian food is delicious.غذای ایرانی خوشمزه است.
WaterآبDrink plenty of water.آب زیاد بنوش.
AirهواThe air is fresh in the mountains.هوا در کوهستان تازه است.
FireآتشThey made a fire to keep warm.آنها آتش روشن کردند تا گرم بمانند.
EarthزمینWe must protect the Earth.باید از زمین محافظت کنیم.
CountryکشورIran is a beautiful country.ایران کشور زیبایی است.
CityشهرTehran is a big city.تهران شهر بزرگی است.
StreetخیابانBe careful when crossing the street.موقع عبور از خیابان مراقب باش.
CarخودروI drive my car to work.با ماشینم به سر کار می‌روم.
BusاتوبوسThe bus is late today.اتوبوس امروز دیر کرده.
TrainقطارThe train leaves at 8 o’clock.قطار ساعت ۸ حرکت می‌کند.
PlaneهواپیماWe traveled by plane.با هواپیما سفر کردیم.
TicketبلیتI bought a ticket for the concert.بلیت کنسرت را خریدم.
HotelهتلWe stayed in a luxury hotel.در یک هتل لوکس اقامت کردیم.
Officeاداره / دفترI work in an office.در یک دفتر کار می‌کنم.
JobشغلShe has a good job.او شغل خوبی دارد.
Businessکسب‌وکارHe runs his own business.او کسب‌وکار خودش را اداره می‌کند.
MarketبازارI go to the market every Friday.هر جمعه به بازار می‌روم.
CustomerمشتریThe customer is always right.مشتری همیشه حق دارد.
PhoneتلفنMy phone is ringing.تلفنم زنگ می‌خورد.
ComputerکامپیوترI use my computer for work.از کامپیوترم برای کار استفاده می‌کنم.
InternetاینترنتThe internet changed the world.اینترنت جهان را تغییر داد.
EmailایمیلI sent you an email.یک ایمیل برایت فرستادم.
LanguageزبانEnglish is an international language.انگلیسی یک زبان بین‌المللی است.
WordکلمهLearn one new word every day.هر روز یک کلمه جدید یاد بگیر.
SentenceجملهWrite a complete sentence.یک جمله کامل بنویس.
IdeaایدهThat’s a great idea!این ایده عالی است!
InformationاطلاعاتI need more information.به اطلاعات بیشتری نیاز دارم.
NewsخبرI watch the news every evening.هر عصر اخبار را تماشا می‌کنم.
StoryداستانTell me a story.یک داستان برایم بگو.
HistoryتاریخWe study the history of Iran.تاریخ ایران را مطالعه می‌کنیم.
FutureآیندهI am thinking about my future.دارم به آینده‌ام فکر می‌کنم.
PastگذشتهDon’t live in the past.در گذشته زندگی نکن.
PresentحالFocus on the present moment.روی لحظه حال تمرکز کن.
MorningصبحI drink coffee in the morning.صبح‌ها قهوه می‌نوشم.
AfternoonبعدازظهرWe have class in the afternoon.بعدازظهر کلاس داریم.
EveningعصرShe goes for a walk in the evening.عصر پیاده‌روی می‌کند.
NightشبThe stars shine at night.ستارگان در شب می‌درخشند.
HourساعتThe meeting lasted two hours.جلسه دو ساعت طول کشید.
MinuteدقیقهWait a minute please.یک دقیقه صبر کن لطفاً.
SecondثانیهI will be there in a second.در یک ثانیه آنجا هستم.
MonthماهMy birthday is next month.تولدم ماه آینده است.
ParentوالدMy parents are very supportive.والدینم خیلی حمایت‌کننده هستند.
SonپسرTheir son is studying abroad.پسرشان در خارج تحصیل می‌کند.
DaughterدخترHis daughter is very smart.دخترش خیلی باهوش است.
HusbandشوهرHer husband is a doctor.شوهرش پزشک است.
WifeهمسرMy wife is my best friend.همسرم بهترین دوست من است.
BabyنوزادThe baby is sleeping.نوزاد خوابیده است.
BoyپسرThe boy is playing football.پسر فوتبال بازی می‌کند.
GirlدخترThe girl is reading a book.دختر کتاب می‌خواند.
PeopleمردمPeople are friendly here.مردم اینجا دوستانه هستند.
TeamتیمOur team won the match.تیم ما بازی را برد.
CommunityجامعهWe help our community.به جامعه خود کمک می‌کنیم.
NationملتThe nation celebrated the victory.ملت پیروزی را جشن گرفت.
SocietyاجتماعEducation is important for society.آموزش برای اجتماع مهم است

۱۰۱ تا ۲۰۰ (افعال پرکاربرد)

English Verbترجمه فارسیExample Sentence (جمله مثال)ترجمه جمله به فارسی
BeبودنI am happy today.امروز خوشحال هستم.
HaveداشتنI have a new car.یک ماشین جدید دارم.
Doانجام دادنShe does her homework every day.او هر روز تکالیفش را انجام می‌دهد.
SayگفتنWhat did you say?چی گفتی؟
GetگرفتنI get a gift on my birthday.روز تولدم هدیه می‌گیرم.
Makeساختن / کردنShe makes delicious cookies.او کوکی‌های خوشمزه درست می‌کند.
GoرفتنWe go to school by bus.با اتوبوس به مدرسه می‌رویم.
KnowدانستنI know the answer.جواب را می‌دانم.
TakeگرفتنTake this book with you.این کتاب را با خودت ببر.
SeeدیدنI can see the mountains.می‌توانم کوه‌ها را ببینم.
ComeآمدنCome here please.لطفاً بیا اینجا.
Thinkفکر کردنI think you are right.فکر می‌کنم حق با توست.
Lookنگاه کردنLook at the sky.به آسمان نگاه کن.
WantخواستنI want to learn English.می‌خواهم انگلیسی یاد بگیرم.
GiveدادنPlease give me some water.لطفاً کمی آب به من بده.
Useاستفاده کردنI use my phone every day.هر روز از تلفنم استفاده می‌کنم.
Findپیدا کردنDid you find your keys?کلیدهایت را پیدا کردی؟
TellگفتنTell me the truth.حقیقت را به من بگو.
AskپرسیدنShe asked a good question.او سوال خوبی پرسید.
Feelاحساس کردنI feel tired.احساس خستگی می‌کنم.
Tryتلاش کردنTry your best.بهترین تلاشت را بکن.
Leaveترک کردن / رفتنI leave home at 7 AM.ساعت ۷ صبح از خانه خارج می‌شوم.
Callتماس گرفتنCall me tonight.امشب به من زنگ بزن.
Needنیاز داشتنI need your help.به کمک تو نیاز دارم.
Becomeتبدیل شدنShe wants to become a doctor.او می‌خواهد پزشک شود.
PutگذاشتنPut the book on the table.کتاب را روی میز بگذار.
Meanمعنی دادنWhat does this word mean?این کلمه چه معنایی دارد؟
Keepنگه داشتنKeep your room clean.اتاقت را تمیز نگه دار.
Letاجازه دادنLet me help you.اجازه بده کمکت کنم.
Beginشروع کردنThe movie begins at 9.فیلم ساعت ۹ شروع می‌شود.
Seemبه نظر رسیدنIt seems difficult.به نظر سخت می‌رسد.
Helpکمک کردنCan you help me?می‌توانی کمکم کنی؟
Talkصحبت کردنWe talk every evening.هر عصر صحبت می‌کنیم.
Turnچرخیدن / turningTurn left at the corner.سر پیچ به چپ بپیچ.
Startآغاز کردنLet’s start the game.بیایید بازی را شروع کنیم.
Showنشان دادنShow me your ticket.بلیتت را نشانم بده.
HearشنیدنI hear music.صدای موسیقی می‌شنوم.
Playبازی کردنChildren play in the park.بچه‌ها در پارک بازی می‌کنند.
RunدویدنHe runs every morning.او هر صبح می‌دود.
Moveحرکت کردنDon’t move!تکان نخور!
Liveزندگی کردنI live in Tehran.در تهران زندگی می‌کنم.
Believeباور کردنI believe in you.به تو باور دارم.
BringآوردنBring your book to class.کتابت را به کلاس بیاور.
Happenاتفاق افتادنWhat happened yesterday?دیروز چه اتفاقی افتاد؟
WriteنوشتنI write emails every day.هر روز ایمیل می‌نویسم.
SitنشستنSit down please.لطفاً بنشین.
StandایستادنStand up straight.صاف بایست.
Loseاز دست دادنDon’t lose your keys.کلیدهایت را گم نکن.
Payپرداخت کردنI pay the bill.صورت‌حساب را پرداخت می‌کنم.
Meetملاقات کردنI will meet my friend tomorrow.فردا با دوستم ملاقات می‌کنم.
Includeشامل شدنThe price includes tax.قیمت شامل مالیات است.
Continueادامه دادنPlease continue reading.لطفاً ادامه بده و بخوان.
Learnیاد گرفتنWe learn English here.اینجا انگلیسی یاد می‌گیریم.
Changeتغییر دادنThings change over time.چیزها با گذشت زمان تغییر می‌کنند.
Leadهدایت کردنHe leads the team well.او تیم را خوب هدایت می‌کند.
UnderstandفهمیدنI don’t understand this.این را نمی‌فهمم.
Watchتماشا کردنI watch movies at night.شب‌ها فیلم تماشا می‌کنم.
Followدنبال کردنFollow the instructions.دستورالعمل‌ها را دنبال کن.
Stopمتوقف شدنStop talking!صحبت کردن را متوقف کن!
Createخلق کردنShe creates beautiful art.او آثار هنری زیبایی خلق می‌کند.
Speakصحبت کردنI speak Persian and English.فارسی و انگلیسی صحبت می‌کنم.
ReadخواندنI read books every night.هر شب کتاب می‌خوانم.
Spendخرج کردنDon’t spend too much money.پول زیادی خرج نکن.
Growرشد کردنPlants grow fast in spring.گیاهان بهار سریع رشد می‌کنند.
Openباز کردنOpen the door please.لطفاً در را باز کن.
Walkراه رفتنI walk to work.پیاده به سر کار می‌روم.
Winبرنده شدنOur team will win.تیم ما برنده خواهد شد.
Offerپیشنهاد دادنThey offered me a job.به من شغل پیشنهاد دادند.
Rememberبه یاد آوردنI remember your name.اسمت را به یاد دارم.
Loveدوست داشتنI love my family.خانواده‌ام را دوست دارم.
Considerدر نظر گرفتنConsider all options.همه گزینه‌ها را در نظر بگیر.
BuyخریدنI want to buy a new phone.می‌خواهم گوشی جدید بخرم.
Waitصبر کردنWait for me!صبر کن برایم!
Serveخدمت کردنShe serves food in the restaurant.او در رستوران غذا سرو می‌کند.
DieمردنAll living things die.همه موجودات زنده می‌میرند.
SendفرستادنI sent you an email.یک ایمیل برایت فرستادم.
BuildساختنThey build a new school.آنها مدرسه جدیدی می‌سازند.
StayماندنStay here until I come back.اینجا بمان تا برگردم.
FallافتادنBe careful not to fall.مراقب باش نیفتی.
CutبریدنCut the paper carefully.کاغذ را با دقت ببر.
ReachرسیدنWe will reach the city soon.به‌زودی به شهر می‌رسیم.
KillکشتنMosquitoes can kill people.پشه‌ها می‌توانند انسان‌ها را بکشند.
Remainباقی ماندنSome questions remain.چند سوال باقی مانده است.
Suggestپیشنهاد کردنI suggest we go home.پیشنهاد می‌کنم به خانه برویم.
Raiseبالا بردنRaise your hand.دستت را بالا ببر.
Passعبور کردنPass the exam successfully.امتحان را با موفقیت پاس کن.
SellفروختنHe sells cars.او ماشین می‌فروشد.
Requireنیاز داشتنThis job requires experience.این شغل به تجربه نیاز دارد.
Reportگزارش دادنReport the problem immediately.مشکل را فوراً گزارش بده.
Decideتصمیم گرفتنI decided to study hard.تصمیم گرفتم سخت درس بخوانم.
PullکشیدنPull the door.در را بکش.
ReturnبازگشتI will return soon.به‌زودی برمی‌گردم.
Explainتوضیح دادنCan you explain this?می‌توانی این را توضیح بدی؟
Hopeامید داشتنI hope you succeed.امیدوارم موفق شوی.
Developتوسعه دادنThey develop new software.آنها نرم‌افزار جدید توسعه می‌دهند.
Carryحمل کردنCarry this bag please.لطفاً این کیف را حمل کن.
BreakشکستنDon’t break the glass.شیشه را نشکن.
Receiveدریافت کردنI received your letter.نامه‌ات را دریافت کردم.
Agreeموافقت کردنI agree with you.با تو موافقم.
Supportحمایت کردنMy family supports me.خانواده‌ام از من حمایت می‌کنند.

۲۰۱ تا ۳۰۰ (صفات ضروری)

English Adjectiveترجمه فارسیExample Sentence (جمله مثال)ترجمه جمله به فارسی
GoodخوبThis is a good book.این کتاب خوبی است.
BadبدThe weather is bad today.هوا امروز بد است.
BigبزرگThey live in a big house.آنها در خانه بزرگی زندگی می‌کنند.
SmallکوچکI have a small car.یک ماشین کوچک دارم.
LongطولانیThe movie is very long.فیلم خیلی طولانی است.
ShortکوتاهShe has short hair.او موهای کوتاهی دارد.
Highبلند / بالاThe mountain is very high.کوه خیلی بلند است.
LowپایینThe price is low.قیمت پایین است.
OldقدیمیMy grandfather is old.پدربزرگم پیر است.
NewجدیدI bought a new phone.یک گوشی جدید خریدم.
YoungجوانShe is a young teacher.او معلم جوانی است.
EarlyزودI wake up early every day.هر روز زود بیدار می‌شوم.
LateدیرSorry, I’m late.ببخشید، دیر کردم.
StrongقویHe is very strong.او خیلی قوی است.
WeakضعیفShe felt weak after the illness.بعد از بیماری احساس ضعف می‌کرد.
HappyخوشحالI am happy to see you.از دیدنت خوشحال هستم.
SadناراحتWhy are you sad?چرا ناراحتی؟
EasyآسانThis test is easy.این امتحان آسان است.
DifficultدشوارLearning a new language is difficult.یادگیری زبان جدید دشوار است.
ImportantمهمEducation is important.آموزش مهم است.
DifferentمتفاوتThey have different opinions.نظرات متفاوتی دارند.
SameیکسانWe wear the same shoes.کفش‌های یکسانی می‌پوشیم.
BeautifulزیباWhat a beautiful flower!چه گل زیبایی!
UglyزشتThe painting looks ugly.نقاشی زشت به نظر می‌رسد.
RichثروتمندHe is a rich businessman.او تاجر ثروتمندی است.
PoorفقیرMany poor people need help.بسیاری از فقرا به کمک نیاز دارند.
CleanتمیزThe room is clean.اتاق تمیز است.
DirtyکثیفYour hands are dirty.دست‌هایت کثیف است.
FastسریعHe is a fast runner.او دونده سریعی است.
SlowکندThe internet is slow today.اینترنت امروز کند است.
HotگرمIt’s very hot in summer.تابستان خیلی گرم است.
ColdسردI drink cold water.آب سرد می‌نوشم.
FullپرThe glass is full.لیوان پر است.
EmptyخالیThe box is empty.جعبه خالی است.
Freeآزاد / رایگانIs this seat free?این صندلی آزاد است؟
BusyمشغولShe is very busy today.او امروز خیلی مشغول است.
SafeامنThis is a safe place.این مکان امن است.
DangerousخطرناکDriving too fast is dangerous.رانندگی خیلی سریع خطرناک است.
HealthyسالمEat healthy food.غذای سالم بخور.
SickبیمارHe is sick today.او امروز بیمار است.
SmartباهوشShe is a smart student.او دانش‌آموز باهوشی است.
StupidاحمقThat was a stupid mistake.آن اشتباه احمقانه‌ای بود.
KindمهربانHe is very kind to everyone.او با همه خیلی مهربان است.
FriendlyدوستانهThe people here are friendly.مردم اینجا دوستانه هستند.
HonestصادقBe honest with me.با من صادق باش.
PoliteمؤدبHe is always polite.او همیشه مؤدب است.
FamousمشهورShe is a famous singer.او خواننده معروفی است.
PopularمحبوبThis song is very popular.این آهنگ خیلی محبوب است.
SeriousجدیThis is a serious problem.این مشکل جدی است.
SimpleسادهThe solution is simple.راه‌حل ساده است.
ComplexپیچیدهThe question is complex.سوال پیچیده است.
ModernمدرنI like modern art.هنر مدرن را دوست دارم.
TraditionalسنتیThey wear traditional clothes.لباس‌های سنتی می‌پوشند.
UsefulمفیدThis book is very useful.این کتاب خیلی مفید است.
Uselessبی‌فایدهThis tool is useless.این ابزار بی‌فایده است.
SpecialویژهToday is a special day.امروز روز ویژه‌ای است.
GeneralعمومیThis is general information.این اطلاعات عمومی است.
NaturalطبیعیI prefer natural food.غذای طبیعی را ترجیح می‌دهم.
ArtificialمصنوعیThese flowers are artificial.این گل‌ها مصنوعی هستند.
LocalمحلیWe buy local products.محصولات محلی می‌خریم.
Internationalبین‌المللیHe works for an international company.برای یک شرکت بین‌المللی کار می‌کند.
PublicعمومیThis is a public park.این پارک عمومی است.
PrivateخصوصیThis is my private room.این اتاق خصوصی من است.
RealواقعیThis is a real diamond.این الماس واقعی است.
FalseنادرستThe news is false.این خبر نادرست است.
CorrectصحیحYour answer is correct.جواب شما صحیح است.
WrongاشتباهI think you are wrong.فکر می‌کنم اشتباه می‌کنی.
ReadyآمادهAre you ready?آماده‌ای؟
Availableدر دسترسThe book is available now.کتاب الان در دسترس است.
NecessaryضروریWater is necessary for life.آب برای زندگی ضروری است.
PossibleممکنEverything is possible.همه چیز ممکن است.
ImpossibleغیرممکنIt’s impossible to finish today.تمام کردنش امروز غیرممکن است.
OpenبازThe door is open.در باز است.
ClosedبستهThe shop is closed.مغازه بسته است.
BrightروشنThe room is bright.اتاق روشن است.
DarkتاریکIt’s dark outside.بیرون تاریک است.
HeavyسنگینThis bag is heavy.این کیف سنگین است.
LightسبکThis box is light.این جعبه سبک است.
SoftنرمThe pillow is soft.بالش نرم است.
HardسختThe bed is too hard.تخت خیلی سخت است.
DryخشکThe clothes are dry.لباس‌ها خشک هستند.
WetخیسMy shoes are wet.کفش‌هایم خیس است.
QuietآرامThe library is quiet.کتابخانه آرام است.
LoudبلندThe music is too loud.موسیقی خیلی بلند است.
DeepعمیقThe lake is very deep.دریاچه خیلی عمیق است.
Shallowکم‌عمقThe water is shallow here.آب اینجا کم‌عمق است.
ThickضخیمThis book is thick.این کتاب ضخیم است.
ThinنازکShe is thin.او لاغر است.
SharpتیزBe careful, the knife is sharp.مراقب باش، چاقو تیز است.
DullکندThe knife is dull.چاقو کند است.
SweetشیرینThe cake is sweet.کیک شیرین است.
BitterتلخThis coffee is bitter.این قهوه تلخ است.
FreshتازهI bought fresh bread.نان تازه خریدم.
DeadمردهThe plant is dead.گیاه مرده است.
AliveزندهAll animals are alive.همه حیوانات زنده هستند.
Luckyخوش‌شانسYou are very lucky.خیلی خوش‌شانس هستی.
ExpensiveگرانThis phone is expensive.این گوشی گران است.
CheapارزانI found a cheap ticket.بلیت ارزانی پیدا کردم.
ExcellentعالیYour work is excellent.کارت عالی است.
Perfectکامل / عالیThe weather is perfect today.هوا امروز عالی است.

۳۰۱ تا ۵۰۰ (کلمات پرکاربرد عمومی)

کلمهمعنیمثال انگلیسیترجمه مثال
AlwaysهمیشهI always drink coffee in the morning.من همیشه صبح قهوه می‌نوشم.
UsuallyمعمولاShe usually walks to work.او معمولاً پیاده به محل کار می‌رود.
OftenاغلبWe often watch movies together.ما اغلب با هم فیلم تماشا می‌کنیم.
SometimesگاهیSometimes I study at night.گاهی شب‌ها درس می‌خوانم.
NeverهرگزHe never forgets his homework.او هرگز تکالیفش را فراموش نمی‌کند.
HereاینجاPlease sit here.لطفاً اینجا بنشینید.
ThereآنجاMy bag is over there.کیف من آنجاست.
Everywhereهمه‌جاYou can find information everywhere online.می‌توانید اطلاعات را همه‌جا در اینترنت پیدا کنید.
TodayامروزToday is a busy day.امروز روز شلوغی است.
TomorrowفرداWe will meet tomorrow.فردا همدیگر را ملاقات می‌کنیم.
YesterdayدیروزI saw him yesterday.دیروز او را دیدم.
NowاکنونI am busy now.اکنون مشغول هستم.
Soonبه زودیThe class will start soon.کلاس به زودی شروع می‌شود.
LaterبعداًI’ll call you later.بعداً با شما تماس می‌گیرم.
Togetherبا همLet’s study together.بیایید با هم درس بخوانیم.
AloneتنهاShe lives alone.او تنها زندگی می‌کند.
AboveبالاThe picture is above the table.تصویر بالای میز است.
BelowپایینThe answer is below the question.پاسخ زیر سؤال قرار دارد.
InsideداخلThe keys are inside the box.کلیدها داخل جعبه هستند.
OutsideخارجThe children are playing outside.بچه‌ها بیرون بازی می‌کنند.
BetweenبینThe bank is between the school and the park.بانک بین مدرسه و پارک است.
AroundاطرافWe walked around the city.ما در اطراف شهر قدم زدیم.
BeforeقبلWash your hands before eating.قبل از غذا خوردن دست‌هایتان را بشویید.
AfterبعدWe went home after work.بعد از کار به خانه رفتیم.
Duringدر طولDon’t talk during the lesson.در طول درس صحبت نکنید.
WithoutبدونI can’t live without water.بدون آب نمی‌توانم زندگی کنم.
WithباShe came with her friend.او با دوستش آمد.
AboutدربارهWe talked about travel.درباره سفر صحبت کردیم.
AgainstعلیهThey voted against the proposal.آن‌ها علیه این پیشنهاد رأی دادند.
Throughاز میانThe river flows through the city.رودخانه از میان شهر عبور می‌کند.
UnderزیرThe cat is under the chair.گربه زیر صندلی است.
OverرویThe plane flew over the mountain.هواپیما از روی کوه عبور کرد.
NearنزدیکMy house is near the school.خانه من نزدیک مدرسه است.
FarدورThe airport is far from here.فرودگاه از اینجا دور است.
BecauseزیراI stayed home because I was tired.چون خسته بودم در خانه ماندم.
AlthoughاگرچهAlthough it was raining, we went out.اگرچه باران می‌بارید، بیرون رفتیم.
Howeverبا این حالHe studied hard; however, he failed.او سخت درس خواند؛ با این حال مردود شد.
ThereforeبنابراینShe worked hard; therefore, she succeeded.او سخت تلاش کرد؛ بنابراین موفق شد.
AndوTom and Jack are friends.تام و جک دوست هستند.
ButاماI wanted to go, but I was busy.می‌خواستم بروم اما مشغول بودم.
OrیاWould you like tea or coffee?چای می‌خواهید یا قهوه؟
IfاگرIf you study, you will pass.اگر درس بخوانید قبول می‌شوید.
ThenسپسFinish your work, then relax.کارت را تمام کن، سپس استراحت کن.
AlsoهمچنینShe speaks English and also French.او انگلیسی و همچنین فرانسوی صحبت می‌کند.
VeryبسیارThis book is very useful.این کتاب بسیار مفید است.
QuiteکاملاًThe test was quite easy.آزمون کاملاً آسان بود.
ReallyواقعاًI really like this song.من واقعاً این آهنگ را دوست دارم.
AlmostتقریباًWe are almost ready.ما تقریباً آماده هستیم.
EnoughکافیWe have enough time.ما زمان کافی داریم.
MoreبیشترI need more information.به اطلاعات بیشتری نیاز دارم.
LessکمترTry to spend less money.سعی کنید پول کمتری خرج کنید.
BestبهترینThis is the best restaurant in town.این بهترین رستوران شهر است.
WorstبدترینIt was the worst day of my life.آن بدترین روز زندگی من بود.
FirstاولینShe was the first student in class.او اولین دانش‌آموز کلاس بود.
LastآخرینHe was the last person to arrive.او آخرین فردی بود که رسید.
OneیکI have one brother.من یک برادر دارم.
TwoدوShe bought two books.او دو کتاب خرید.
ThreeسهWe need three chairs.ما به سه صندلی نیاز داریم.
FourچهارFour students passed the exam.چهار دانش‌آموز در آزمون قبول شدند.
FiveپنجI work five days a week.من پنج روز در هفته کار می‌کنم.
SixششThere are six apples on the table.شش سیب روی میز وجود دارد.
SevenهفتSeven days make a week.هفت روز یک هفته را تشکیل می‌دهد.
EightهشتShe woke up at eight o’clock.او ساعت هشت بیدار شد.
NineنهNine people attended the meeting.نه نفر در جلسه شرکت کردند.
TenدهI scored ten out of ten.من نمره ده از ده گرفتم.
RedقرمزShe is wearing a red dress.او یک لباس قرمز پوشیده است.
BlueآبیThe sky is blue today.آسمان امروز آبی است.
GreenسبزThe grass is green.چمن سبز است.
YellowزردThe sunflowers are yellow.گل‌های آفتابگردان زرد هستند.
BlackسیاهHe drives a black car.او یک خودروی سیاه‌رنگ دارد.
WhiteسفیدThe walls are white.دیوارها سفید هستند.
Brownقهوه‌ایI have brown shoes.من کفش‌های قهوه‌ای دارم.
OrangeنارنجیShe likes orange juice.او آب پرتقال دوست دارد.
PinkصورتیThe flowers are pink.گل‌ها صورتی هستند.
PurpleبنفشHer favorite color is purple.رنگ مورد علاقه او بنفش است.
HeadسرMy head hurts.سرم درد می‌کند.
FaceصورتWash your face every morning.هر صبح صورتت را بشوی.
HairموShe has long hair.او موهای بلندی دارد.
EarگوشI whispered in his ear.در گوش او آرام صحبت کردم.
NoseبینیMy nose is cold.بینی من سرد است.
MouthدهانOpen your mouth, please.لطفاً دهانت را باز کن.
ToothدندانI brush my teeth twice a day.روزی دو بار دندان‌هایم را مسواک می‌زنم.
NeckگردنMy neck is stiff today.امروز گردنم گرفته است.
ArmبازوHe injured his arm.او بازویش را آسیب زد.
LegپاShe broke her leg last year.او سال گذشته پایش را شکست.
Footکف پاMy foot hurts after walking.بعد از پیاده‌روی کف پایم درد می‌کند.
HeartقلبExercise is good for your heart.ورزش برای قلب شما مفید است.
BloodخونThe doctor checked my blood.پزشک خون مرا بررسی کرد.
DoctorپزشکThe doctor gave me advice.پزشک به من توصیه کرد.
NurseپرستارThe nurse was very kind.پرستار بسیار مهربان بود.
HospitalبیمارستانHe was taken to the hospital.او به بیمارستان منتقل شد.
MedicineداروTake your medicine on time.داروی خود را به موقع مصرف کنید.
HealthسلامتیGood health is important.سلامتی خوب مهم است.
SportورزشFootball is my favorite sport.فوتبال ورزش مورد علاقه من است.
GameبازیThe game was exciting.بازی هیجان‌انگیز بود.
MusicموسیقیI listen to music every day.من هر روز به موسیقی گوش می‌دهم.
MovieفیلمWe watched a movie last night.دیشب یک فیلم تماشا کردیم.
ArtهنرShe studies art at university.او در دانشگاه هنر می‌خواند.
ScienceعلمScience helps us understand the world.علم به ما کمک می‌کند جهان را درک کنیم.
TechnologyفناوریTechnology changes our lives.فناوری زندگی ما را تغییر می‌دهد.

لغات پرکاربرد انگلیسی با مثال و ترجمه

کلمهمعنیمثال انگلیسیترجمه مثال
EnergyانرژیSolar energy is clean and renewable.انرژی خورشیدی پاک و تجدیدپذیر است.
PowerقدرتKnowledge is power.دانش قدرت است.
NatureطبیعتI love spending time in nature.من عاشق گذراندن وقت در طبیعت هستم.
AnimalحیوانThe zoo has many animals.باغ‌وحش حیوانات زیادی دارد.
DogسگMy dog is very friendly.سگ من بسیار دوستانه است.
CatگربهThe cat is sleeping on the sofa.گربه روی مبل خوابیده است.
BirdپرندهA bird is singing outside.یک پرنده بیرون آواز می‌خواند.
FishماهیWe ate fish for dinner.ما برای شام ماهی خوردیم.
TreeدرختThere is a tall tree in the garden.یک درخت بلند در باغ وجود دارد.
FlowerگلShe received a beautiful flower.او یک گل زیبا دریافت کرد.
RiverرودخانهThe river flows through the city.رودخانه از میان شهر عبور می‌کند.
SeaدریاThe sea was calm today.دریا امروز آرام بود.
MountainکوهThey climbed a high mountain.آن‌ها از یک کوه بلند بالا رفتند.
ForestجنگلThe forest is full of wildlife.جنگل پر از حیات وحش است.
RainبارانThe rain started suddenly.باران ناگهان شروع شد.
SnowبرفChildren love playing in the snow.کودکان عاشق بازی در برف هستند.
WindبادThe wind is very strong today.باد امروز بسیار شدید است.
SunخورشیدThe sun rises in the east.خورشید از شرق طلوع می‌کند.
MoonماهThe moon looks beautiful tonight.ماه امشب زیبا به نظر می‌رسد.
StarستارهWe watched the stars at night.ما شب ستاره‌ها را تماشا کردیم.
SuccessموفقیتHard work leads to success.تلاش سخت به موفقیت منجر می‌شود.
FailureشکستFailure can teach valuable lessons.شکست می‌تواند درس‌های ارزشمندی بیاموزد.
GoalهدفMy goal is to speak English fluently.هدف من صحبت روان به زبان انگلیسی است.
DreamرویاNever give up on your dream.هرگز رویای خود را رها نکنید.
PlanبرنامهWe need a good plan.ما به یک برنامه خوب نیاز داریم.
ChoiceانتخابIt was a difficult choice.این یک انتخاب دشوار بود.
DecisionتصمیمShe made the right decision.او تصمیم درستی گرفت.
OpportunityفرصتThis job is a great opportunity.این شغل یک فرصت عالی است.
ChallengeچالشLearning a language is a challenge.یادگیری زبان یک چالش است.
ExperienceتجربهExperience is the best teacher.تجربه بهترین معلم است.
KnowledgeدانشReading increases your knowledge.مطالعه دانش شما را افزایش می‌دهد.
SkillمهارتCommunication is an important skill.ارتباطات یک مهارت مهم است.
PracticeتمرینPractice makes perfect.تمرین باعث مهارت می‌شود.
ResultنتیجهThe result was surprising.نتیجه شگفت‌انگیز بود.
ReasonدلیلWhat is the reason for your absence?دلیل غیبت شما چیست؟
PurposeهدفThe purpose of this meeting is clear.هدف این جلسه مشخص است.
ExampleمثالCan you give an example?می‌توانید یک مثال بزنید؟
DetailجزئیاتPlease explain the details.لطفاً جزئیات را توضیح دهید.
MethodروشThis method is very effective.این روش بسیار مؤثر است.
ProcessفرایندLearning is a continuous process.یادگیری یک فرایند مداوم است.
SystemسیستمThe system is working properly.سیستم به درستی کار می‌کند.
ServiceخدماتThe hotel offers excellent service.هتل خدمات عالی ارائه می‌دهد.
ProductمحصولThis product is popular worldwide.این محصول در سراسر جهان محبوب است.
PriceقیمتThe price is too high.قیمت بسیار بالاست.
CostهزینهThe cost of living is increasing.هزینه زندگی در حال افزایش است.
ValueارزشEducation has great value.آموزش ارزش زیادی دارد.
QualityکیفیتThe quality of this phone is excellent.کیفیت این تلفن عالی است.
BenefitمزیتExercise has many benefits.ورزش مزایای زیادی دارد.
RiskریسکEvery investment has some risk.هر سرمایه‌گذاری مقداری ریسک دارد.
SecurityامنیتOnline security is important.امنیت آنلاین مهم است.
Environmentمحیط زیستWe should protect the environment.ما باید از محیط زیست محافظت کنیم.
CultureفرهنگEvery country has its own culture.هر کشوری فرهنگ خاص خود را دارد.
ReligionدینReligion plays an important role for many people.دین برای بسیاری از مردم نقش مهمی دارد.
LawقانونEveryone must obey the law.همه باید از قانون پیروی کنند.
RightsحقوقPeople should know their rights.مردم باید حقوق خود را بشناسند.
FreedomآزادیFreedom is a basic human right.آزادی یک حق اساسی انسانی است.
PeaceصلحWe all hope for peace.همه ما به صلح امیدواریم.
WarجنگWar causes great suffering.جنگ باعث رنج فراوان می‌شود.
LeaderرهبرA good leader inspires others.یک رهبر خوب دیگران را الهام می‌بخشد.
MemberعضوShe is a member of our team.او عضو تیم ماست.
OrganizationسازمانThe organization helps children.این سازمان به کودکان کمک می‌کند.
ProjectپروژهWe completed the project on time.ما پروژه را به موقع تکمیل کردیم.
MeetingجلسهThe meeting starts at 10 a.m.جلسه ساعت ۱۰ صبح شروع می‌شود.
MessageپیامI received your message.پیام شما را دریافت کردم.
LetterنامهShe wrote a letter to her friend.او نامه‌ای برای دوستش نوشت.
PhotoعکسI took a photo of the sunset.من از غروب خورشید عکس گرفتم.
VideoویدئوThe video was very informative.این ویدئو بسیار آموزنده بود.
Websiteوب‌سایتI found the information on a website.اطلاعات را در یک وب‌سایت پیدا کردم.
AccountحسابPlease create an account.لطفاً یک حساب کاربری ایجاد کنید.
Passwordرمز عبورKeep your password safe.رمز عبور خود را امن نگه دارید.
NetworkشبکهThe network connection is slow.اتصال شبکه کند است.
ProgramبرنامهI installed a new program.من یک برنامه جدید نصب کردم.
ApplicationاپلیکیشنThis application is easy to use.این اپلیکیشن استفاده آسانی دارد.
FileفایلPlease send me the file.لطفاً فایل را برای من ارسال کنید.
DataدادهThe data shows positive results.داده‌ها نتایج مثبتی را نشان می‌دهند.
Databaseپایگاه دادهAll records are stored in the database.تمام سوابق در پایگاه داده ذخیره شده‌اند.
ResearchتحقیقShe is doing research on climate change.او در حال تحقیق درباره تغییرات اقلیمی است.
StudyمطالعهI study English every evening.من هر عصر انگلیسی مطالعه می‌کنم.
UniversityدانشگاهHe studies at a famous university.او در یک دانشگاه معروف تحصیل می‌کند.
CollegeکالجShe plans to attend college next year.او قصد دارد سال آینده وارد کالج شود.
DegreeمدرکHe earned a degree in engineering.او مدرک مهندسی گرفت.
ExamامتحانI passed the exam successfully.من با موفقیت در امتحان قبول شدم.
CertificateگواهیShe received a certificate of achievement.او گواهی موفقیت دریافت کرد.
TravelسفرI enjoy travel and adventure.من از سفر و ماجراجویی لذت می‌برم.
JourneyمسافرتThe journey took five hours.این مسافرت پنج ساعت طول کشید.
VacationتعطیلاتWe went to the beach on vacation.ما در تعطیلات به ساحل رفتیم.
PassportگذرنامهDon’t forget your passport.گذرنامه خود را فراموش نکنید.
AirportفرودگاهWe arrived at the airport early.ما زود به فرودگاه رسیدیم.
FlightپروازOur flight was delayed.پرواز ما با تأخیر انجام شد.
LanguageزبانEnglish is an international language.انگلیسی یک زبان بین‌المللی است.
ConversationمکالمهWe had an interesting conversation.ما یک مکالمه جالب داشتیم.
GrammarگرامرGrammar helps you write correctly.گرامر به شما کمک می‌کند درست بنویسید.
VocabularyواژگانReading improves your vocabulary.مطالعه دایره واژگان شما را افزایش می‌دهد.
PronunciationتلفظGood pronunciation is important.تلفظ خوب مهم است.
ListeningشنیداریListening practice improves understanding.تمرین شنیداری درک مطلب را بهبود می‌بخشد.
ReadingخواندنReading books expands your knowledge.خواندن کتاب‌ها دانش شما را گسترش می‌دهد.
WritingنوشتنWriting every day improves your skills.نوشتن روزانه مهارت‌های شما را بهبود می‌بخشد.
Speakingصحبت کردنSpeaking English daily builds confidence.صحبت کردن روزانه به انگلیسی اعتمادبه‌نفس را افزایش می‌دهد.
CommunicationارتباطEffective communication is essential.ارتباط مؤثر ضروری است.

پیشنهاد می‌شود این لغات را به جعبه لایتنر خود اضافه کنید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا