۵۰۰ لغت ضروری زبان انگلیسی که هر زبانآموز باید بداند

۵۰۰ لغت ضروری زبان انگلیسی ، به شما بیش از آنکه فکر کنید، کمک خواهند کرد. اگر میخواهید سریعتر انگلیسی یاد بگیرید، حفظ کردن ۵۰۰ لغت ضروری زبان انگلیسی یکی از بهترین نقطههای شروع است. تحقیقات نشان میدهد که بخش بزرگی از مکالمات روزمره انگلیسی با تعداد محدودی از واژگان انجام میشود. به همین دلیل یادگیری لغات پرکاربرد انگلیسی میتواند درک شما از فیلمها، کتابها، پادکستها و مکالمات واقعی را به شکل چشمگیری افزایش دهد.
در این مقاله با مهمترین لغات انگلیسی آشنا میشوید و همچنین یاد میگیرید چگونه این کلمات را برای همیشه در ذهن خود ماندگار کنید.
چرا یادگیری ۵۰۰ لغت ضروری انگلیسی اهمیت دارد؟
بسیاری از زبانآموزان تصور میکنند برای صحبت کردن به زبان انگلیسی باید هزاران لغت حفظ کنند. در حالی که واقعیت متفاوت است. بخش زیادی از مکالمات روزمره با واژگان پرتکرار انجام میشود.۵۰۰ لغت ضروری زبان انگلیسی که هر زبانآموز باید بداند
مزایای یادگیری لغات ضروری:
- افزایش سرعت مکالمه
- درک بهتر فیلم و سریال
- بهبود مهارت ریدینگ
- تقویت مهارت نوشتاری
- آمادگی بهتر برای آزمونهای زبان
مطالعه مطالب زیر به شما توصیه میشود:
- آموزش کامل آکوزاتیو (Akkusativ) در زبان آلمانی: از صفر تا صد
- 10 جمله کاربردی آلمانی برای شروع گفتگو با غریبهها
- 504 واژه ضروری آلمانی | لیست کامل لغات با معنی فارسی
- دانلود کتاب آلمانی Passwort Deutsch 1 | منبعی برای شروع یادگیری زبان آلمانی
لیست ۵۰۰ لغت ضروری زبان انگلیسی
| English Word | ترجمه فارسی | Example Sentence (جمله مثال) | ترجمه جمله به فارسی |
|---|---|---|---|
| Time | زمان | Time flies when you’re having fun. | زمان وقتی خوش میگذرانی سریع میگذرد. |
| Person | شخص | Every person has a unique story. | هر شخص داستان منحصربهفردی دارد. |
| Year | سال | She will graduate next year. | او سال آینده فارغالتحصیل میشود. |
| Way | راه | This is the best way to learn English. | این بهترین راه برای یادگیری انگلیسی است. |
| Day | روز | Today is a beautiful day. | امروز روز زیبایی است. |
| Thing | چیز | The most important thing is health. | مهمترین چیز سلامتی است. |
| Man | مرد | The man helped the old lady. | مرد به خانم پیر کمک کرد. |
| World | جهان | The world is becoming smaller because of technology. | جهان به خاطر تکنولوژی کوچکتر شده است. |
| Life | زندگی | Life is full of surprises. | زندگی پر از غافلگیری است. |
| Hand | دست | Give me your hand. | دستت را بده به من. |
| Part | بخش | This is an important part of the lesson. | این بخش مهمی از درس است. |
| Child | کودک | The child is playing in the park. | کودک در پارک بازی میکند. |
| Eye | چشم | Her eyes are blue. | چشمان او آبی است. |
| Woman | زن | The woman is a doctor. | آن زن پزشک است. |
| Place | مکان | This is my favorite place. | این مکان مورد علاقه من است. |
| Work | کار | I go to work every morning. | هر صبح به سر کار میروم. |
| Week | هفته | We have a meeting next week. | هفته آینده جلسه داریم. |
| Case | مورد | In this case, we need more information. | در این مورد، به اطلاعات بیشتری نیاز داریم. |
| Point | نکته | That’s a good point. | این نکته خوبی است. |
| Government | دولت | The government announced new rules. | دولت قوانین جدیدی اعلام کرد. |
| Company | شرکت | He works for a big company. | او برای یک شرکت بزرگ کار میکند. |
| Number | عدد | Write down your phone number. | شماره تلفن خود را بنویس. |
| Group | گروه | Our group finished the project first. | گروه ما اولین پروژه را تمام کرد. |
| Problem | مشکل | We have a small problem. | ما یک مشکل کوچک داریم. |
| Fact | حقیقت | It is a fact that the Earth is round. | این حقیقت است که زمین گرد است. |
| Book | کتاب | I am reading a good book. | دارم یک کتاب خوب میخوانم. |
| School | مدرسه | My sister goes to school. | خواهرم به مدرسه میرود. |
| Student | دانشآموز | The student studies hard. | دانشآموز سخت درس میخواند. |
| Teacher | معلم | The teacher explained the lesson. | معلم درس را توضیح داد. |
| Lesson | درس | This is an important lesson. | این درس مهمی است. |
| Question | سوال | Do you have any question? | سوالی داری؟ |
| Answer | پاسخ | What is the correct answer? | پاسخ درست چیست؟ |
| House | خانه | They live in a big house. | آنها در خانه بزرگی زندگی میکنند. |
| Room | اتاق | My room is clean. | اتاق من تمیز است. |
| Door | در | Please close the door. | لطفاً در را ببند. |
| Window | پنجره | Open the window please. | لطفاً پنجره را باز کن. |
| Family | خانواده | I love my family. | من عاشق خانوادهام هستم. |
| Father | پدر | My father is a teacher. | پدرم معلم است. |
| Mother | مادر | Mother is cooking dinner. | مادر شام درست میکند. |
| Brother | برادر | My brother is taller than me. | برادرم از من بلندتر است. |
| Sister | خواهر | My sister is very kind. | خواهرم خیلی مهربان است. |
| Friend | دوست | He is my best friend. | او بهترین دوست من است. |
| Love | عشق | Love is a beautiful feeling. | عشق احساس زیبایی است. |
| Money | پول | I need to save more money. | باید پول بیشتری پسانداز کنم. |
| Food | غذا | Persian food is delicious. | غذای ایرانی خوشمزه است. |
| Water | آب | Drink plenty of water. | آب زیاد بنوش. |
| Air | هوا | The air is fresh in the mountains. | هوا در کوهستان تازه است. |
| Fire | آتش | They made a fire to keep warm. | آنها آتش روشن کردند تا گرم بمانند. |
| Earth | زمین | We must protect the Earth. | باید از زمین محافظت کنیم. |
| Country | کشور | Iran is a beautiful country. | ایران کشور زیبایی است. |
| City | شهر | Tehran is a big city. | تهران شهر بزرگی است. |
| Street | خیابان | Be careful when crossing the street. | موقع عبور از خیابان مراقب باش. |
| Car | خودرو | I drive my car to work. | با ماشینم به سر کار میروم. |
| Bus | اتوبوس | The bus is late today. | اتوبوس امروز دیر کرده. |
| Train | قطار | The train leaves at 8 o’clock. | قطار ساعت ۸ حرکت میکند. |
| Plane | هواپیما | We traveled by plane. | با هواپیما سفر کردیم. |
| Ticket | بلیت | I bought a ticket for the concert. | بلیت کنسرت را خریدم. |
| Hotel | هتل | We stayed in a luxury hotel. | در یک هتل لوکس اقامت کردیم. |
| Office | اداره / دفتر | I work in an office. | در یک دفتر کار میکنم. |
| Job | شغل | She has a good job. | او شغل خوبی دارد. |
| Business | کسبوکار | He runs his own business. | او کسبوکار خودش را اداره میکند. |
| Market | بازار | I go to the market every Friday. | هر جمعه به بازار میروم. |
| Customer | مشتری | The customer is always right. | مشتری همیشه حق دارد. |
| Phone | تلفن | My phone is ringing. | تلفنم زنگ میخورد. |
| Computer | کامپیوتر | I use my computer for work. | از کامپیوترم برای کار استفاده میکنم. |
| Internet | اینترنت | The internet changed the world. | اینترنت جهان را تغییر داد. |
| ایمیل | I sent you an email. | یک ایمیل برایت فرستادم. | |
| Language | زبان | English is an international language. | انگلیسی یک زبان بینالمللی است. |
| Word | کلمه | Learn one new word every day. | هر روز یک کلمه جدید یاد بگیر. |
| Sentence | جمله | Write a complete sentence. | یک جمله کامل بنویس. |
| Idea | ایده | That’s a great idea! | این ایده عالی است! |
| Information | اطلاعات | I need more information. | به اطلاعات بیشتری نیاز دارم. |
| News | خبر | I watch the news every evening. | هر عصر اخبار را تماشا میکنم. |
| Story | داستان | Tell me a story. | یک داستان برایم بگو. |
| History | تاریخ | We study the history of Iran. | تاریخ ایران را مطالعه میکنیم. |
| Future | آینده | I am thinking about my future. | دارم به آیندهام فکر میکنم. |
| Past | گذشته | Don’t live in the past. | در گذشته زندگی نکن. |
| Present | حال | Focus on the present moment. | روی لحظه حال تمرکز کن. |
| Morning | صبح | I drink coffee in the morning. | صبحها قهوه مینوشم. |
| Afternoon | بعدازظهر | We have class in the afternoon. | بعدازظهر کلاس داریم. |
| Evening | عصر | She goes for a walk in the evening. | عصر پیادهروی میکند. |
| Night | شب | The stars shine at night. | ستارگان در شب میدرخشند. |
| Hour | ساعت | The meeting lasted two hours. | جلسه دو ساعت طول کشید. |
| Minute | دقیقه | Wait a minute please. | یک دقیقه صبر کن لطفاً. |
| Second | ثانیه | I will be there in a second. | در یک ثانیه آنجا هستم. |
| Month | ماه | My birthday is next month. | تولدم ماه آینده است. |
| Parent | والد | My parents are very supportive. | والدینم خیلی حمایتکننده هستند. |
| Son | پسر | Their son is studying abroad. | پسرشان در خارج تحصیل میکند. |
| Daughter | دختر | His daughter is very smart. | دخترش خیلی باهوش است. |
| Husband | شوهر | Her husband is a doctor. | شوهرش پزشک است. |
| Wife | همسر | My wife is my best friend. | همسرم بهترین دوست من است. |
| Baby | نوزاد | The baby is sleeping. | نوزاد خوابیده است. |
| Boy | پسر | The boy is playing football. | پسر فوتبال بازی میکند. |
| Girl | دختر | The girl is reading a book. | دختر کتاب میخواند. |
| People | مردم | People are friendly here. | مردم اینجا دوستانه هستند. |
| Team | تیم | Our team won the match. | تیم ما بازی را برد. |
| Community | جامعه | We help our community. | به جامعه خود کمک میکنیم. |
| Nation | ملت | The nation celebrated the victory. | ملت پیروزی را جشن گرفت. |
| Society | اجتماع | Education is important for society. | آموزش برای اجتماع مهم است |
۱۰۱ تا ۲۰۰ (افعال پرکاربرد)
۲۰۱ تا ۳۰۰ (صفات ضروری)
| English Adjective | ترجمه فارسی | Example Sentence (جمله مثال) | ترجمه جمله به فارسی |
|---|---|---|---|
| Good | خوب | This is a good book. | این کتاب خوبی است. |
| Bad | بد | The weather is bad today. | هوا امروز بد است. |
| Big | بزرگ | They live in a big house. | آنها در خانه بزرگی زندگی میکنند. |
| Small | کوچک | I have a small car. | یک ماشین کوچک دارم. |
| Long | طولانی | The movie is very long. | فیلم خیلی طولانی است. |
| Short | کوتاه | She has short hair. | او موهای کوتاهی دارد. |
| High | بلند / بالا | The mountain is very high. | کوه خیلی بلند است. |
| Low | پایین | The price is low. | قیمت پایین است. |
| Old | قدیمی | My grandfather is old. | پدربزرگم پیر است. |
| New | جدید | I bought a new phone. | یک گوشی جدید خریدم. |
| Young | جوان | She is a young teacher. | او معلم جوانی است. |
| Early | زود | I wake up early every day. | هر روز زود بیدار میشوم. |
| Late | دیر | Sorry, I’m late. | ببخشید، دیر کردم. |
| Strong | قوی | He is very strong. | او خیلی قوی است. |
| Weak | ضعیف | She felt weak after the illness. | بعد از بیماری احساس ضعف میکرد. |
| Happy | خوشحال | I am happy to see you. | از دیدنت خوشحال هستم. |
| Sad | ناراحت | Why are you sad? | چرا ناراحتی؟ |
| Easy | آسان | This test is easy. | این امتحان آسان است. |
| Difficult | دشوار | Learning a new language is difficult. | یادگیری زبان جدید دشوار است. |
| Important | مهم | Education is important. | آموزش مهم است. |
| Different | متفاوت | They have different opinions. | نظرات متفاوتی دارند. |
| Same | یکسان | We wear the same shoes. | کفشهای یکسانی میپوشیم. |
| Beautiful | زیبا | What a beautiful flower! | چه گل زیبایی! |
| Ugly | زشت | The painting looks ugly. | نقاشی زشت به نظر میرسد. |
| Rich | ثروتمند | He is a rich businessman. | او تاجر ثروتمندی است. |
| Poor | فقیر | Many poor people need help. | بسیاری از فقرا به کمک نیاز دارند. |
| Clean | تمیز | The room is clean. | اتاق تمیز است. |
| Dirty | کثیف | Your hands are dirty. | دستهایت کثیف است. |
| Fast | سریع | He is a fast runner. | او دونده سریعی است. |
| Slow | کند | The internet is slow today. | اینترنت امروز کند است. |
| Hot | گرم | It’s very hot in summer. | تابستان خیلی گرم است. |
| Cold | سرد | I drink cold water. | آب سرد مینوشم. |
| Full | پر | The glass is full. | لیوان پر است. |
| Empty | خالی | The box is empty. | جعبه خالی است. |
| Free | آزاد / رایگان | Is this seat free? | این صندلی آزاد است؟ |
| Busy | مشغول | She is very busy today. | او امروز خیلی مشغول است. |
| Safe | امن | This is a safe place. | این مکان امن است. |
| Dangerous | خطرناک | Driving too fast is dangerous. | رانندگی خیلی سریع خطرناک است. |
| Healthy | سالم | Eat healthy food. | غذای سالم بخور. |
| Sick | بیمار | He is sick today. | او امروز بیمار است. |
| Smart | باهوش | She is a smart student. | او دانشآموز باهوشی است. |
| Stupid | احمق | That was a stupid mistake. | آن اشتباه احمقانهای بود. |
| Kind | مهربان | He is very kind to everyone. | او با همه خیلی مهربان است. |
| Friendly | دوستانه | The people here are friendly. | مردم اینجا دوستانه هستند. |
| Honest | صادق | Be honest with me. | با من صادق باش. |
| Polite | مؤدب | He is always polite. | او همیشه مؤدب است. |
| Famous | مشهور | She is a famous singer. | او خواننده معروفی است. |
| Popular | محبوب | This song is very popular. | این آهنگ خیلی محبوب است. |
| Serious | جدی | This is a serious problem. | این مشکل جدی است. |
| Simple | ساده | The solution is simple. | راهحل ساده است. |
| Complex | پیچیده | The question is complex. | سوال پیچیده است. |
| Modern | مدرن | I like modern art. | هنر مدرن را دوست دارم. |
| Traditional | سنتی | They wear traditional clothes. | لباسهای سنتی میپوشند. |
| Useful | مفید | This book is very useful. | این کتاب خیلی مفید است. |
| Useless | بیفایده | This tool is useless. | این ابزار بیفایده است. |
| Special | ویژه | Today is a special day. | امروز روز ویژهای است. |
| General | عمومی | This is general information. | این اطلاعات عمومی است. |
| Natural | طبیعی | I prefer natural food. | غذای طبیعی را ترجیح میدهم. |
| Artificial | مصنوعی | These flowers are artificial. | این گلها مصنوعی هستند. |
| Local | محلی | We buy local products. | محصولات محلی میخریم. |
| International | بینالمللی | He works for an international company. | برای یک شرکت بینالمللی کار میکند. |
| Public | عمومی | This is a public park. | این پارک عمومی است. |
| Private | خصوصی | This is my private room. | این اتاق خصوصی من است. |
| Real | واقعی | This is a real diamond. | این الماس واقعی است. |
| False | نادرست | The news is false. | این خبر نادرست است. |
| Correct | صحیح | Your answer is correct. | جواب شما صحیح است. |
| Wrong | اشتباه | I think you are wrong. | فکر میکنم اشتباه میکنی. |
| Ready | آماده | Are you ready? | آمادهای؟ |
| Available | در دسترس | The book is available now. | کتاب الان در دسترس است. |
| Necessary | ضروری | Water is necessary for life. | آب برای زندگی ضروری است. |
| Possible | ممکن | Everything is possible. | همه چیز ممکن است. |
| Impossible | غیرممکن | It’s impossible to finish today. | تمام کردنش امروز غیرممکن است. |
| Open | باز | The door is open. | در باز است. |
| Closed | بسته | The shop is closed. | مغازه بسته است. |
| Bright | روشن | The room is bright. | اتاق روشن است. |
| Dark | تاریک | It’s dark outside. | بیرون تاریک است. |
| Heavy | سنگین | This bag is heavy. | این کیف سنگین است. |
| Light | سبک | This box is light. | این جعبه سبک است. |
| Soft | نرم | The pillow is soft. | بالش نرم است. |
| Hard | سخت | The bed is too hard. | تخت خیلی سخت است. |
| Dry | خشک | The clothes are dry. | لباسها خشک هستند. |
| Wet | خیس | My shoes are wet. | کفشهایم خیس است. |
| Quiet | آرام | The library is quiet. | کتابخانه آرام است. |
| Loud | بلند | The music is too loud. | موسیقی خیلی بلند است. |
| Deep | عمیق | The lake is very deep. | دریاچه خیلی عمیق است. |
| Shallow | کمعمق | The water is shallow here. | آب اینجا کمعمق است. |
| Thick | ضخیم | This book is thick. | این کتاب ضخیم است. |
| Thin | نازک | She is thin. | او لاغر است. |
| Sharp | تیز | Be careful, the knife is sharp. | مراقب باش، چاقو تیز است. |
| Dull | کند | The knife is dull. | چاقو کند است. |
| Sweet | شیرین | The cake is sweet. | کیک شیرین است. |
| Bitter | تلخ | This coffee is bitter. | این قهوه تلخ است. |
| Fresh | تازه | I bought fresh bread. | نان تازه خریدم. |
| Dead | مرده | The plant is dead. | گیاه مرده است. |
| Alive | زنده | All animals are alive. | همه حیوانات زنده هستند. |
| Lucky | خوششانس | You are very lucky. | خیلی خوششانس هستی. |
| Expensive | گران | This phone is expensive. | این گوشی گران است. |
| Cheap | ارزان | I found a cheap ticket. | بلیت ارزانی پیدا کردم. |
| Excellent | عالی | Your work is excellent. | کارت عالی است. |
| Perfect | کامل / عالی | The weather is perfect today. | هوا امروز عالی است. |
۳۰۱ تا ۵۰۰ (کلمات پرکاربرد عمومی)
| کلمه | معنی | مثال انگلیسی | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|
| Always | همیشه | I always drink coffee in the morning. | من همیشه صبح قهوه مینوشم. |
| Usually | معمولا | She usually walks to work. | او معمولاً پیاده به محل کار میرود. |
| Often | اغلب | We often watch movies together. | ما اغلب با هم فیلم تماشا میکنیم. |
| Sometimes | گاهی | Sometimes I study at night. | گاهی شبها درس میخوانم. |
| Never | هرگز | He never forgets his homework. | او هرگز تکالیفش را فراموش نمیکند. |
| Here | اینجا | Please sit here. | لطفاً اینجا بنشینید. |
| There | آنجا | My bag is over there. | کیف من آنجاست. |
| Everywhere | همهجا | You can find information everywhere online. | میتوانید اطلاعات را همهجا در اینترنت پیدا کنید. |
| Today | امروز | Today is a busy day. | امروز روز شلوغی است. |
| Tomorrow | فردا | We will meet tomorrow. | فردا همدیگر را ملاقات میکنیم. |
| Yesterday | دیروز | I saw him yesterday. | دیروز او را دیدم. |
| Now | اکنون | I am busy now. | اکنون مشغول هستم. |
| Soon | به زودی | The class will start soon. | کلاس به زودی شروع میشود. |
| Later | بعداً | I’ll call you later. | بعداً با شما تماس میگیرم. |
| Together | با هم | Let’s study together. | بیایید با هم درس بخوانیم. |
| Alone | تنها | She lives alone. | او تنها زندگی میکند. |
| Above | بالا | The picture is above the table. | تصویر بالای میز است. |
| Below | پایین | The answer is below the question. | پاسخ زیر سؤال قرار دارد. |
| Inside | داخل | The keys are inside the box. | کلیدها داخل جعبه هستند. |
| Outside | خارج | The children are playing outside. | بچهها بیرون بازی میکنند. |
| Between | بین | The bank is between the school and the park. | بانک بین مدرسه و پارک است. |
| Around | اطراف | We walked around the city. | ما در اطراف شهر قدم زدیم. |
| Before | قبل | Wash your hands before eating. | قبل از غذا خوردن دستهایتان را بشویید. |
| After | بعد | We went home after work. | بعد از کار به خانه رفتیم. |
| During | در طول | Don’t talk during the lesson. | در طول درس صحبت نکنید. |
| Without | بدون | I can’t live without water. | بدون آب نمیتوانم زندگی کنم. |
| With | با | She came with her friend. | او با دوستش آمد. |
| About | درباره | We talked about travel. | درباره سفر صحبت کردیم. |
| Against | علیه | They voted against the proposal. | آنها علیه این پیشنهاد رأی دادند. |
| Through | از میان | The river flows through the city. | رودخانه از میان شهر عبور میکند. |
| Under | زیر | The cat is under the chair. | گربه زیر صندلی است. |
| Over | روی | The plane flew over the mountain. | هواپیما از روی کوه عبور کرد. |
| Near | نزدیک | My house is near the school. | خانه من نزدیک مدرسه است. |
| Far | دور | The airport is far from here. | فرودگاه از اینجا دور است. |
| Because | زیرا | I stayed home because I was tired. | چون خسته بودم در خانه ماندم. |
| Although | اگرچه | Although it was raining, we went out. | اگرچه باران میبارید، بیرون رفتیم. |
| However | با این حال | He studied hard; however, he failed. | او سخت درس خواند؛ با این حال مردود شد. |
| Therefore | بنابراین | She worked hard; therefore, she succeeded. | او سخت تلاش کرد؛ بنابراین موفق شد. |
| And | و | Tom and Jack are friends. | تام و جک دوست هستند. |
| But | اما | I wanted to go, but I was busy. | میخواستم بروم اما مشغول بودم. |
| Or | یا | Would you like tea or coffee? | چای میخواهید یا قهوه؟ |
| If | اگر | If you study, you will pass. | اگر درس بخوانید قبول میشوید. |
| Then | سپس | Finish your work, then relax. | کارت را تمام کن، سپس استراحت کن. |
| Also | همچنین | She speaks English and also French. | او انگلیسی و همچنین فرانسوی صحبت میکند. |
| Very | بسیار | This book is very useful. | این کتاب بسیار مفید است. |
| Quite | کاملاً | The test was quite easy. | آزمون کاملاً آسان بود. |
| Really | واقعاً | I really like this song. | من واقعاً این آهنگ را دوست دارم. |
| Almost | تقریباً | We are almost ready. | ما تقریباً آماده هستیم. |
| Enough | کافی | We have enough time. | ما زمان کافی داریم. |
| More | بیشتر | I need more information. | به اطلاعات بیشتری نیاز دارم. |
| Less | کمتر | Try to spend less money. | سعی کنید پول کمتری خرج کنید. |
| Best | بهترین | This is the best restaurant in town. | این بهترین رستوران شهر است. |
| Worst | بدترین | It was the worst day of my life. | آن بدترین روز زندگی من بود. |
| First | اولین | She was the first student in class. | او اولین دانشآموز کلاس بود. |
| Last | آخرین | He was the last person to arrive. | او آخرین فردی بود که رسید. |
| One | یک | I have one brother. | من یک برادر دارم. |
| Two | دو | She bought two books. | او دو کتاب خرید. |
| Three | سه | We need three chairs. | ما به سه صندلی نیاز داریم. |
| Four | چهار | Four students passed the exam. | چهار دانشآموز در آزمون قبول شدند. |
| Five | پنج | I work five days a week. | من پنج روز در هفته کار میکنم. |
| Six | شش | There are six apples on the table. | شش سیب روی میز وجود دارد. |
| Seven | هفت | Seven days make a week. | هفت روز یک هفته را تشکیل میدهد. |
| Eight | هشت | She woke up at eight o’clock. | او ساعت هشت بیدار شد. |
| Nine | نه | Nine people attended the meeting. | نه نفر در جلسه شرکت کردند. |
| Ten | ده | I scored ten out of ten. | من نمره ده از ده گرفتم. |
| Red | قرمز | She is wearing a red dress. | او یک لباس قرمز پوشیده است. |
| Blue | آبی | The sky is blue today. | آسمان امروز آبی است. |
| Green | سبز | The grass is green. | چمن سبز است. |
| Yellow | زرد | The sunflowers are yellow. | گلهای آفتابگردان زرد هستند. |
| Black | سیاه | He drives a black car. | او یک خودروی سیاهرنگ دارد. |
| White | سفید | The walls are white. | دیوارها سفید هستند. |
| Brown | قهوهای | I have brown shoes. | من کفشهای قهوهای دارم. |
| Orange | نارنجی | She likes orange juice. | او آب پرتقال دوست دارد. |
| Pink | صورتی | The flowers are pink. | گلها صورتی هستند. |
| Purple | بنفش | Her favorite color is purple. | رنگ مورد علاقه او بنفش است. |
| Head | سر | My head hurts. | سرم درد میکند. |
| Face | صورت | Wash your face every morning. | هر صبح صورتت را بشوی. |
| Hair | مو | She has long hair. | او موهای بلندی دارد. |
| Ear | گوش | I whispered in his ear. | در گوش او آرام صحبت کردم. |
| Nose | بینی | My nose is cold. | بینی من سرد است. |
| Mouth | دهان | Open your mouth, please. | لطفاً دهانت را باز کن. |
| Tooth | دندان | I brush my teeth twice a day. | روزی دو بار دندانهایم را مسواک میزنم. |
| Neck | گردن | My neck is stiff today. | امروز گردنم گرفته است. |
| Arm | بازو | He injured his arm. | او بازویش را آسیب زد. |
| Leg | پا | She broke her leg last year. | او سال گذشته پایش را شکست. |
| Foot | کف پا | My foot hurts after walking. | بعد از پیادهروی کف پایم درد میکند. |
| Heart | قلب | Exercise is good for your heart. | ورزش برای قلب شما مفید است. |
| Blood | خون | The doctor checked my blood. | پزشک خون مرا بررسی کرد. |
| Doctor | پزشک | The doctor gave me advice. | پزشک به من توصیه کرد. |
| Nurse | پرستار | The nurse was very kind. | پرستار بسیار مهربان بود. |
| Hospital | بیمارستان | He was taken to the hospital. | او به بیمارستان منتقل شد. |
| Medicine | دارو | Take your medicine on time. | داروی خود را به موقع مصرف کنید. |
| Health | سلامتی | Good health is important. | سلامتی خوب مهم است. |
| Sport | ورزش | Football is my favorite sport. | فوتبال ورزش مورد علاقه من است. |
| Game | بازی | The game was exciting. | بازی هیجانانگیز بود. |
| Music | موسیقی | I listen to music every day. | من هر روز به موسیقی گوش میدهم. |
| Movie | فیلم | We watched a movie last night. | دیشب یک فیلم تماشا کردیم. |
| Art | هنر | She studies art at university. | او در دانشگاه هنر میخواند. |
| Science | علم | Science helps us understand the world. | علم به ما کمک میکند جهان را درک کنیم. |
| Technology | فناوری | Technology changes our lives. | فناوری زندگی ما را تغییر میدهد. |
لغات پرکاربرد انگلیسی با مثال و ترجمه
| کلمه | معنی | مثال انگلیسی | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|
| Energy | انرژی | Solar energy is clean and renewable. | انرژی خورشیدی پاک و تجدیدپذیر است. |
| Power | قدرت | Knowledge is power. | دانش قدرت است. |
| Nature | طبیعت | I love spending time in nature. | من عاشق گذراندن وقت در طبیعت هستم. |
| Animal | حیوان | The zoo has many animals. | باغوحش حیوانات زیادی دارد. |
| Dog | سگ | My dog is very friendly. | سگ من بسیار دوستانه است. |
| Cat | گربه | The cat is sleeping on the sofa. | گربه روی مبل خوابیده است. |
| Bird | پرنده | A bird is singing outside. | یک پرنده بیرون آواز میخواند. |
| Fish | ماهی | We ate fish for dinner. | ما برای شام ماهی خوردیم. |
| Tree | درخت | There is a tall tree in the garden. | یک درخت بلند در باغ وجود دارد. |
| Flower | گل | She received a beautiful flower. | او یک گل زیبا دریافت کرد. |
| River | رودخانه | The river flows through the city. | رودخانه از میان شهر عبور میکند. |
| Sea | دریا | The sea was calm today. | دریا امروز آرام بود. |
| Mountain | کوه | They climbed a high mountain. | آنها از یک کوه بلند بالا رفتند. |
| Forest | جنگل | The forest is full of wildlife. | جنگل پر از حیات وحش است. |
| Rain | باران | The rain started suddenly. | باران ناگهان شروع شد. |
| Snow | برف | Children love playing in the snow. | کودکان عاشق بازی در برف هستند. |
| Wind | باد | The wind is very strong today. | باد امروز بسیار شدید است. |
| Sun | خورشید | The sun rises in the east. | خورشید از شرق طلوع میکند. |
| Moon | ماه | The moon looks beautiful tonight. | ماه امشب زیبا به نظر میرسد. |
| Star | ستاره | We watched the stars at night. | ما شب ستارهها را تماشا کردیم. |
| Success | موفقیت | Hard work leads to success. | تلاش سخت به موفقیت منجر میشود. |
| Failure | شکست | Failure can teach valuable lessons. | شکست میتواند درسهای ارزشمندی بیاموزد. |
| Goal | هدف | My goal is to speak English fluently. | هدف من صحبت روان به زبان انگلیسی است. |
| Dream | رویا | Never give up on your dream. | هرگز رویای خود را رها نکنید. |
| Plan | برنامه | We need a good plan. | ما به یک برنامه خوب نیاز داریم. |
| Choice | انتخاب | It was a difficult choice. | این یک انتخاب دشوار بود. |
| Decision | تصمیم | She made the right decision. | او تصمیم درستی گرفت. |
| Opportunity | فرصت | This job is a great opportunity. | این شغل یک فرصت عالی است. |
| Challenge | چالش | Learning a language is a challenge. | یادگیری زبان یک چالش است. |
| Experience | تجربه | Experience is the best teacher. | تجربه بهترین معلم است. |
| Knowledge | دانش | Reading increases your knowledge. | مطالعه دانش شما را افزایش میدهد. |
| Skill | مهارت | Communication is an important skill. | ارتباطات یک مهارت مهم است. |
| Practice | تمرین | Practice makes perfect. | تمرین باعث مهارت میشود. |
| Result | نتیجه | The result was surprising. | نتیجه شگفتانگیز بود. |
| Reason | دلیل | What is the reason for your absence? | دلیل غیبت شما چیست؟ |
| Purpose | هدف | The purpose of this meeting is clear. | هدف این جلسه مشخص است. |
| Example | مثال | Can you give an example? | میتوانید یک مثال بزنید؟ |
| Detail | جزئیات | Please explain the details. | لطفاً جزئیات را توضیح دهید. |
| Method | روش | This method is very effective. | این روش بسیار مؤثر است. |
| Process | فرایند | Learning is a continuous process. | یادگیری یک فرایند مداوم است. |
| System | سیستم | The system is working properly. | سیستم به درستی کار میکند. |
| Service | خدمات | The hotel offers excellent service. | هتل خدمات عالی ارائه میدهد. |
| Product | محصول | This product is popular worldwide. | این محصول در سراسر جهان محبوب است. |
| Price | قیمت | The price is too high. | قیمت بسیار بالاست. |
| Cost | هزینه | The cost of living is increasing. | هزینه زندگی در حال افزایش است. |
| Value | ارزش | Education has great value. | آموزش ارزش زیادی دارد. |
| Quality | کیفیت | The quality of this phone is excellent. | کیفیت این تلفن عالی است. |
| Benefit | مزیت | Exercise has many benefits. | ورزش مزایای زیادی دارد. |
| Risk | ریسک | Every investment has some risk. | هر سرمایهگذاری مقداری ریسک دارد. |
| Security | امنیت | Online security is important. | امنیت آنلاین مهم است. |
| Environment | محیط زیست | We should protect the environment. | ما باید از محیط زیست محافظت کنیم. |
| Culture | فرهنگ | Every country has its own culture. | هر کشوری فرهنگ خاص خود را دارد. |
| Religion | دین | Religion plays an important role for many people. | دین برای بسیاری از مردم نقش مهمی دارد. |
| Law | قانون | Everyone must obey the law. | همه باید از قانون پیروی کنند. |
| Rights | حقوق | People should know their rights. | مردم باید حقوق خود را بشناسند. |
| Freedom | آزادی | Freedom is a basic human right. | آزادی یک حق اساسی انسانی است. |
| Peace | صلح | We all hope for peace. | همه ما به صلح امیدواریم. |
| War | جنگ | War causes great suffering. | جنگ باعث رنج فراوان میشود. |
| Leader | رهبر | A good leader inspires others. | یک رهبر خوب دیگران را الهام میبخشد. |
| Member | عضو | She is a member of our team. | او عضو تیم ماست. |
| Organization | سازمان | The organization helps children. | این سازمان به کودکان کمک میکند. |
| Project | پروژه | We completed the project on time. | ما پروژه را به موقع تکمیل کردیم. |
| Meeting | جلسه | The meeting starts at 10 a.m. | جلسه ساعت ۱۰ صبح شروع میشود. |
| Message | پیام | I received your message. | پیام شما را دریافت کردم. |
| Letter | نامه | She wrote a letter to her friend. | او نامهای برای دوستش نوشت. |
| Photo | عکس | I took a photo of the sunset. | من از غروب خورشید عکس گرفتم. |
| Video | ویدئو | The video was very informative. | این ویدئو بسیار آموزنده بود. |
| Website | وبسایت | I found the information on a website. | اطلاعات را در یک وبسایت پیدا کردم. |
| Account | حساب | Please create an account. | لطفاً یک حساب کاربری ایجاد کنید. |
| Password | رمز عبور | Keep your password safe. | رمز عبور خود را امن نگه دارید. |
| Network | شبکه | The network connection is slow. | اتصال شبکه کند است. |
| Program | برنامه | I installed a new program. | من یک برنامه جدید نصب کردم. |
| Application | اپلیکیشن | This application is easy to use. | این اپلیکیشن استفاده آسانی دارد. |
| File | فایل | Please send me the file. | لطفاً فایل را برای من ارسال کنید. |
| Data | داده | The data shows positive results. | دادهها نتایج مثبتی را نشان میدهند. |
| Database | پایگاه داده | All records are stored in the database. | تمام سوابق در پایگاه داده ذخیره شدهاند. |
| Research | تحقیق | She is doing research on climate change. | او در حال تحقیق درباره تغییرات اقلیمی است. |
| Study | مطالعه | I study English every evening. | من هر عصر انگلیسی مطالعه میکنم. |
| University | دانشگاه | He studies at a famous university. | او در یک دانشگاه معروف تحصیل میکند. |
| College | کالج | She plans to attend college next year. | او قصد دارد سال آینده وارد کالج شود. |
| Degree | مدرک | He earned a degree in engineering. | او مدرک مهندسی گرفت. |
| Exam | امتحان | I passed the exam successfully. | من با موفقیت در امتحان قبول شدم. |
| Certificate | گواهی | She received a certificate of achievement. | او گواهی موفقیت دریافت کرد. |
| Travel | سفر | I enjoy travel and adventure. | من از سفر و ماجراجویی لذت میبرم. |
| Journey | مسافرت | The journey took five hours. | این مسافرت پنج ساعت طول کشید. |
| Vacation | تعطیلات | We went to the beach on vacation. | ما در تعطیلات به ساحل رفتیم. |
| Passport | گذرنامه | Don’t forget your passport. | گذرنامه خود را فراموش نکنید. |
| Airport | فرودگاه | We arrived at the airport early. | ما زود به فرودگاه رسیدیم. |
| Flight | پرواز | Our flight was delayed. | پرواز ما با تأخیر انجام شد. |
| Language | زبان | English is an international language. | انگلیسی یک زبان بینالمللی است. |
| Conversation | مکالمه | We had an interesting conversation. | ما یک مکالمه جالب داشتیم. |
| Grammar | گرامر | Grammar helps you write correctly. | گرامر به شما کمک میکند درست بنویسید. |
| Vocabulary | واژگان | Reading improves your vocabulary. | مطالعه دایره واژگان شما را افزایش میدهد. |
| Pronunciation | تلفظ | Good pronunciation is important. | تلفظ خوب مهم است. |
| Listening | شنیداری | Listening practice improves understanding. | تمرین شنیداری درک مطلب را بهبود میبخشد. |
| Reading | خواندن | Reading books expands your knowledge. | خواندن کتابها دانش شما را گسترش میدهد. |
| Writing | نوشتن | Writing every day improves your skills. | نوشتن روزانه مهارتهای شما را بهبود میبخشد. |
| Speaking | صحبت کردن | Speaking English daily builds confidence. | صحبت کردن روزانه به انگلیسی اعتمادبهنفس را افزایش میدهد. |
| Communication | ارتباط | Effective communication is essential. | ارتباط مؤثر ضروری است. |
پیشنهاد میشود این لغات را به جعبه لایتنر خود اضافه کنید








