مکالمه در ادارات به آلمانی؟ دیالوگ های ضروری در رستوران، ادارات و…

مکالمه در ادارات به آلمانی یا هر جای دیگری مثل رستوران اداره مهاجرت و… به آمادگی نیاز دارد که در این پست می توانید به آمادگی برسید.
اگر قصد مهاجرت، سفر یا زندگی در آلمان را دارید، فقط دانستن گرامر و لغات کافی نیست. چیزی که واقعاً به آن نیاز دارید، توانایی صحبت کردن در موقعیتهای واقعی است؛ مثلاً وقتی وارد یک رستوران میشوید، در فروشگاه خرید میکنید یا برای انجام کارهای اداری به اداره مراجعه میکنید.
در این مقاله از بخش آموزش زبان آلمانی سایت زبان وی، با ۱۵ دیالوگ کاملاً کاربردی آلمانی آشنا میشوید که هر زبانآموزی باید بلد باشد. تمام مکالمهها همراه با ترجمه فارسی، نکات مهم و اصطلاحات رایج ارائه شدهاند تا بتوانید از همان روز اول در آلمان با اعتمادبهنفس صحبت کنید.
چرا یادگیری دیالوگهای واقعی از حفظ کردن لغت مهمتر است؟
بسیاری از زبانآموزان صدها لغت آلمانی را حفظ میکنند اما هنگام صحبت کردن نمیتوانند حتی یک جمله ساده بسازند.
دلیل این موضوع ساده است:
مغز انسان جملهها و الگوهای آماده را بسیار بهتر از کلمات پراکنده به خاطر میسپارد.
به همین دلیل اگر دیالوگهای واقعی را تمرین کنید:
- سریعتر صحبت میکنید.
- کمتر مکث خواهید داشت.
- تلفظ طبیعیتری پیدا میکنید.
- اعتمادبهنفستان افزایش پیدا میکند.
- برای آزمونهای گوته و تلک آمادگی بیشتری خواهید داشت.
۱. سفارش غذا در رستوران
اولین موقعیتی که تقریباً همه مهاجران تجربه میکنند، سفارش غذاست.
مکالمه
Kellner: Guten Tag. Was möchten Sie bestellen?
سلام. مایلید چه سفارشی بدهید؟
Gast: Ich hätte gern ein Schnitzel und eine Cola.
لطفاً یک شنیتسل و یک نوشابه.
Kellner: Möchten Sie noch etwas?
چیز دیگری هم میل دارید؟
Gast: Nein, danke.
خیر، ممنون.
لغات مهم
- bestellen = سفارش دادن
- Speisekarte = منو
- Rechnung = صورتحساب
- Getränk = نوشیدنی
- Hauptgericht = غذای اصلی
عبارتهای بسیار کاربردی در رستوران
Die Speisekarte, bitte.
لطفاً منو را بدهید.
Ich hätte gern…
لطفاً برای من…
Zahlen, bitte.
لطفاً حساب کنید.
Kann ich mit Karte bezahlen?
میتوانم با کارت پرداخت کنم؟
اشتباه رایج زبانآموزان
بسیاری میگویند:
Ich will…
اگرچه اشتباه نیست اما کمی دستوری به نظر میرسد.
بهتر است بگویید:
Ich hätte gern…
یا
Ich möchte…
که بسیار مودبانهتر است.
۲. خرید از فروشگاه لباس
یکی از رایجترین مکالمههایی که در آلمان خواهید داشت، خرید لباس است. در این موقعیت باید بتوانید درباره سایز، رنگ، قیمت و امکان پرو لباس سؤال بپرسید.
دیالوگ
Verkäuferin: Kann ich Ihnen helfen?
میتوانم کمکتان کنم؟
Kunde: Ja, ich suche eine schwarze Jacke.
بله، دنبال یک کاپشن مشکی هستم.
Verkäuferin: Welche Größe haben Sie?
چه سایزی میپوشید؟
Kunde: Größe M.
سایز M.
Verkäuferin: Möchten Sie sie anprobieren?
مایلید آن را پرو کنید؟
Kunde: Ja, gern.
بله، با کمال میل.
لغات مهم
عبارتهای ضروری هنگام خرید لباس
۳. خرید از سوپرمارکت
سوپرمارکتها از پرتکرارترین مکانهایی هستند که باید بتوانید به آلمانی صحبت کنید.
دیالوگ
Kassiererin: Guten Tag.
سلام.
Kunde: Guten Tag.
سلام.
Kassiererin: Haben Sie eine Kundenkarte?
کارت مشتری دارید؟
Kunde: Nein.
خیر.
Kassiererin: Das macht 28 Euro.
جمعاً ۲۸ یورو میشود.
Kunde: Mit Karte, bitte.
با کارت لطفاً.
Kassiererin: Vielen Dank.
بسیار ممنون.
واژگان کاربردی
- der Einkaufswagen = چرخ خرید
- der Einkaufskorb = سبد خرید
- die Kasse = صندوق
- die Kundenkarte = کارت مشتری
- bar bezahlen = نقدی پرداخت کردن
- mit Karte bezahlen = پرداخت با کارت
- der Bon = رسید خرید
جملههایی که همیشه به کارتان میآید
Wo finde ich Milch?
شیر را از کجا پیدا کنم؟
Wo ist das Brot?
نان کجاست؟
Haben Sie frisches Gemüse?
سبزیجات تازه دارید؟
Kann ich hier mit Karte bezahlen?
اینجا میتوان با کارت پرداخت کرد؟
۴. خرید از داروخانه (Apotheke)
در آلمان بیشتر داروها از داروخانه تهیه میشوند و دانستن چند جمله ساده میتواند بسیار مفید باشد.
دیالوگ
Apotheker: Guten Tag. Was fehlt Ihnen?
سلام. چه مشکلی دارید؟
Kunde: Ich habe Kopfschmerzen.
سردرد دارم.
Apotheker: Seit wann?
از چه زمانی؟
Kunde: Seit gestern.
از دیروز.
Apotheker: Ich empfehle Ihnen dieses Medikament.
این دارو را به شما پیشنهاد میکنم.
Kunde: Danke.
ممنون.
واژگان مهم
- die Apotheke = داروخانه
- das Medikament = دارو
- Kopfschmerzen = سردرد
- Halsschmerzen = گلودرد
- Fieber = تب
- Husten = سرفه
- Schnupfen = آبریزش بینی
- Schmerzmittel = مسکن
- Rezept = نسخه پزشک
عبارتهای بسیار کاربردی در داروخانه
Ich brauche ein Medikament gegen Husten.
برای سرفه دارو لازم دارم.
Haben Sie etwas gegen Allergie?
داروی ضد حساسیت دارید؟
Brauche ich ein Rezept?
برای این دارو نسخه لازم است؟
Wie oft soll ich das nehmen?
این دارو را چند بار در روز مصرف کنم؟
نکته مهم فرهنگی
در آلمان کارکنان فروشگاهها و داروخانهها معمولاً رک، مستقیم و مؤدب صحبت میکنند. اگر پاسخ کوتاه دریافت کردید، تصور نکنید که بیادب هستند؛ این سبک ارتباط در فرهنگ آلمانی کاملاً عادی است و به معنای بیاحترامی نیست.
۵. مراجعه به اداره شهر (Bürgeramt)
یکی از مهمترین مکانهایی که تقریباً همه مهاجران با آن سروکار دارند، Bürgeramt یا اداره خدمات شهروندی است. برای ثبت آدرس، دریافت مدارک و انجام بسیاری از امور اداری باید بتوانید چند جمله ساده را به آلمانی بیان کنید.
دیالوگ
Mitarbeiter: Guten Morgen. Wie kann ich Ihnen helfen?
صبح بخیر. چطور میتوانم کمکتان کنم؟
Besucher: Ich möchte meinen Wohnsitz anmelden.
میخواهم آدرس محل سکونتم را ثبت کنم.
Mitarbeiter: Haben Sie einen Termin?
وقت قبلی دارید؟
Besucher: Ja, um zehn Uhr.
بله، ساعت ۱۰.
Mitarbeiter: Ihren Ausweis bitte.
لطفاً کارت شناساییتان را بدهید.
Besucher: Hier, bitte.
بفرمایید.
واژگان مهم
- der Termin = وقت قبلی
- anmelden = ثبت کردن
- der Wohnsitz = محل سکونت
- der Ausweis = کارت شناسایی
- der Reisepass = گذرنامه
- das Formular = فرم
- unterschreiben = امضا کردن
- die Anmeldung = ثبت آدرس
عبارتهای ضروری در اداره
Ich habe einen Termin.
وقت قبلی دارم.
Ich möchte dieses Formular abgeben.
میخواهم این فرم را تحویل دهم.
Können Sie mir helfen?
میتوانید به من کمک کنید؟
Wo muss ich unterschreiben?
کجا باید امضا کنم؟
۶. مراجعه به بانک
افتتاح حساب بانکی یکی از اولین کارهایی است که پس از ورود به آلمان انجام میدهید.
دیالوگ
Bankangestellte: Guten Tag.
سلام.
Kunde: Ich möchte ein Bankkonto eröffnen.
میخواهم یک حساب بانکی باز کنم.
Bankangestellte: Haben Sie Ihren Reisepass dabei?
گذرنامه همراهتان هست؟
Kunde: Ja.
بله.
Bankangestellte: Bitte füllen Sie dieses Formular aus.
لطفاً این فرم را پر کنید.
لغات کاربردی
- das Bankkonto = حساب بانکی
- eröffnen = افتتاح کردن
- die EC-Karte = کارت بانکی
- die Kreditkarte = کارت اعتباری
- überweisen = انتقال وجه
- Bargeld = پول نقد
- die PIN = رمز کارت
جملات مهم در بانک
Ich möchte Geld einzahlen.
میخواهم پول واریز کنم.
Ich möchte Geld abheben.
میخواهم پول برداشت کنم.
Wie hoch sind die Gebühren?
کارمزد چقدر است؟
Wann bekomme ich meine Karte?
چه زمانی کارت بانکی را دریافت میکنم؟
۷. اداره پست (Post)
ارسال بسته و نامه از کارهای رایج روزمره در آلمان است.
دیالوگ
Mitarbeiter: Guten Tag.
سلام.
Kunde: Ich möchte dieses Paket verschicken.
میخواهم این بسته را ارسال کنم.
Mitarbeiter: National oder international?
داخل آلمان یا بینالمللی؟
Kunde: International.
بینالمللی.
Mitarbeiter: Das kostet zwölf Euro.
هزینه آن ۱۲ یورو است.
واژگان مهم
- das Paket = بسته
- der Brief = نامه
- verschicken = ارسال کردن
- die Briefmarke = تمبر
- die Sendungsnummer = کد رهگیری
- das Porto = هزینه پست
عبارتهای ضروری
Wie lange dauert der Versand?
ارسال چقدر زمان میبرد؟
Ist das versichert?
آیا بیمه است؟
Kann ich die Sendung verfolgen?
۸. پرسیدن آدرس
میتوانم مرسوله را رهگیری کنم؟
حتی با وجود Google Maps، گاهی مجبور میشوید از افراد سؤال بپرسید.
دیالوگ
Person A: Entschuldigung.
ببخشید.
Person B: Ja?
بله؟
Person A: Wo ist der Bahnhof?
ایستگاه قطار کجاست؟
Person B: Geradeaus und dann links.
مستقیم بروید و سپس به چپ بپیچید.
Person A: Vielen Dank!
خیلی ممنون.
واژگان مهم
- geradeaus = مستقیم
- links = چپ
- rechts = راست
- die Kreuzung = چهارراه
- die Ampel = چراغ راهنمایی
- der Bahnhof = ایستگاه قطار
- die Bushaltestelle = ایستگاه اتوبوس
جملات بسیار پرکاربرد
Wo ist die nächste U-Bahn?
نزدیکترین ایستگاه مترو کجاست؟
Wie komme ich zum Flughafen?
چگونه به فرودگاه بروم؟
Ist das weit?
آیا دور است؟
Können Sie das auf der Karte zeigen?
میتوانید روی نقشه نشان بدهید؟
نکاتی برای طبیعیتر صحبت کردن به آلمانی
اگر میخواهید شبیه یک آلمانی صحبت کنید، فقط حفظ کردن جملهها کافی نیست. این نکات را نیز رعایت کنید:
- همیشه مکالمه را با Guten Tag، Hallo یا Guten Morgen آغاز کنید.
- در برخورد اول از ضمیر رسمی Sie استفاده کنید و تا زمانی که طرف مقابل پیشنهاد ندهد، از du استفاده نکنید.
- هنگام درخواست، بهجای جملات دستوری از عبارتهای مؤدبانه مانند Könnten Sie bitte… یا Ich hätte gern… استفاده کنید.
- پایان مکالمه را با Danke, Vielen Dank, Schönen Tag noch یا Auf Wiedersehen به شکلی محترمانه تمام کنید.
جمعبندی
توانایی برقراری ارتباط در موقعیتهای روزمره، مهمترین مهارتی است که هر زبانآموز آلمانی به آن نیاز دارد. اگر بتوانید دیالوگهای مربوط به رستوران، فروشگاه، سوپرمارکت، داروخانه، اداره شهر، بانک، اداره پست و پرسیدن آدرس را بهخوبی تمرین کنید، نهتنها زندگی روزمره در آلمان برایتان آسانتر خواهد شد، بلکه در آزمونهای مکالمه مانند Goethe و telc نیز عملکرد بهتری خواهید داشت.








