آکادمی راه زبان | آموزش زبان آلمانی و انگلیسی

آموزش تخصصی و رایگان زبان آلمانی و انگلیسی همراه با جدیدترین اخبار و راهنمای مهاجرت

https://lakchi.com
آموزش زبان آلمانی

لغات آلمانی مرتبط با آرایش و زیبایی بانوان؛ واژگان ضروری با ترجمه فارسی

در این مطلب مجموعه‌ای از مهم‌ترین لغات آلمانی مرتبط با آرایش و زیبایی بانوان را با ترجمه فارسی، مثال و نکات کاربردی یاد می‌گیریم. این واژگان برای مکالمه روزمره، خرید محصولات آرایشی، مراجعه به آرایشگاه و حتی زندگی روزمره در آلمان بسیار مفید هستند.

اگر در حال آموزش زبان آلمانی هستید و به موضوعات آرایش، زیبایی، مراقبت از پوست و مو علاقه دارید، یادگیری واژگان تخصصی این حوزه می‌تواند دایره لغات شما را بسیار کاربردی‌تر کند. بسیاری از زبان‌آموزان با واژه‌های عمومی آلمانی آشنا هستند، اما وقتی وارد یک فروشگاه لوازم آرایشی در آلمان می‌شوند یا می‌خواهند در آرایشگاه درباره مدل مو و محصولات زیبایی صحبت کنند، با کلمات جدیدی روبه‌رو می‌شوند.

قبل از هر چیزی در این پست به شما پلتفرم آموزشی لاکچی رو معرفی می‌کنیم که در بخش وبلاگ آن می‌توانید آخرین اطلاعات زیبایی و مقالات آرایشی را بخوانید.

چرا یادگیری لغات آلمانی مربوط به آرایش و زیبایی مهم است؟

موضوع زیبایی یکی از بخش‌های رایج مکالمات روزمره است. برای مثال ممکن است بخواهید درباره رنگ مو، نوع پوست، کرم صورت، رژ لب یا یک مدل آرایش خاص صحبت کنید.

همچنین اگر در آلمان زندگی می‌کنید، دانستن این واژگان هنگام خرید از فروشگاه‌هایی مانند فروشگاه‌های لوازم آرایشی، داروخانه‌ها و فروشگاه‌های زنجیره‌ای بسیار کاربردی است.


بهتر است هنگام یادگیری اسم‌ها در زبان آلمانی، جنسیت دستوری و آرتیکل آن‌ها را نیز یاد بگیرید.

مثلاً:

  • der Lippenstift = رژ لب
  • die Mascara = ریمل
  • das Make-up = لوازم آرایش / آرایش
  • die Creme = کرم
  • der Lidschatten = سایه چشم

مهم‌ترین لغات آلمانی درباره آرایش و زیبایی

در ابتدا با واژگان پایه‌ای آشنا شویم.

آلمانیفارسی
die Schönheitزیبایی
schönزیبا
hübschخوشگل / زیبا
attraktivجذاب
die Kosmetikلوازم آرایشی / محصولات زیبایی
das Make-upآرایش
sich schminkenآرایش کردن
die Schminkeمواد آرایشی
die Kosmetikerinمتخصص زیبایی زن
der Kosmetikerمتخصص زیبایی مرد
das Kosmetikstudioسالن خدمات زیبایی
das Schönheitsproduktمحصول زیبایی
das Pflegeproduktمحصول مراقبتی
die Gesichtspflegeمراقبت از صورت
die Hautpflegeمراقبت از پوست

نکته مهم درباره «آرایش کردن» در آلمانی

یکی از مهم‌ترین افعال این حوزه sich schminken است.

مثلاً:

Ich schminke mich jeden Morgen.
من هر روز صبح آرایش می‌کنم.

یا:

Sie schminkt sich vor der Party.
او قبل از مهمانی آرایش می‌کند.

فعل schminken معمولاً به‌صورت انعکاسی استفاده می‌شود:

  • ich schminke mich
  • du schminkst dich
  • er/sie schminkt sich
  • wir schminken uns
  • ihr schminkt euch
  • sie/Sie schminken sich

لغات آلمانی مربوط به لوازم آرایش

حالا سراغ محصولاتی برویم که احتمالاً در یک فروشگاه لوازم آرایشی در آلمان با آن‌ها روبه‌رو می‌شوید.

1. رژ لب

der Lippenstift = رژ لب

مثال:

Ich möchte einen roten Lippenstift kaufen.
می‌خواهم یک رژ لب قرمز بخرم.

کلمه Lippe به معنی «لب» است و Stift به معنی «مداد / قلم» است؛ بنابراین Lippenstift را می‌توان تحت‌اللفظی «قلم لب» در نظر گرفت.

2. برق لب

der Lipgloss = برق لب

مثال:

Dieser Lipgloss glänzt sehr schön.
این برق لب خیلی زیبا می‌درخشد.

3. ریمل

die Mascara = ریمل

مثال:

Meine Mascara ist wasserfest.
ریمل من ضدآب است.

wasserfest یعنی ضدآب.

  • Wasser = آب
  • fest = مقاوم / محکم

بنابراین wasserfest در مورد لوازم آرایشی یعنی محصولی که در برابر آب مقاوم است.

4. سایه چشم

der Lidschatten = سایه چشم

مثال:

Ich suche einen braunen Lidschatten.
دنبال یک سایه چشم قهوه‌ای هستم.

کلمه Lid به پلک و Schatten به سایه اشاره دارد.

5. خط چشم

der Eyeliner = خط چشم

یا:

der Kajal = مداد چشم / خط چشم

مثال:

Ich brauche einen schwarzen Eyeliner.
من به یک خط چشم مشکی نیاز دارم.

6. مداد ابرو

der Augenbrauenstift = مداد ابرو

کلمه:

Augenbraue = ابرو

و:

Stift = مداد / قلم

بنابراین:

Augenbrauenstift = مداد ابرو

7. رژگونه

das Rouge = رژگونه

مثال:

Das Rouge passt gut zu meinem Hautton.
این رژگونه با رنگ پوست من خوب هماهنگ است.

8. کرم پودر

die Foundation = کرم پودر / فاندیشن

این واژه در زبان آلمانی نیز بسیار رایج است و در فروشگاه‌های لوازم آرایشی زیاد دیده می‌شود.

مثال:

Welche Foundation passt zu meiner Haut?
کدام کرم پودر برای پوست من مناسب است؟

9. کانسیلر

der Concealer = کانسیلر

مثال:

Ich brauche einen Concealer gegen Augenringe.
من به کانسیلری برای پوشاندن تیرگی زیر چشم نیاز دارم.

die Augenringe = تیرگی / حلقه‌های زیر چشم

لغات آلمانی مربوط به آرایش چشم

چشم و آرایش چشم یکی از مهم‌ترین بخش‌های واژگان زیبایی است.

اعضای مرتبط با چشم

  • das Auge = چشم
  • die Augen = چشم‌ها
  • das Augenlid = پلک
  • die Wimper = مژه
  • die Wimpern = مژه‌ها
  • die Augenbraue = ابرو
  • die Augenbrauen = ابروها
  • die Pupille = مردمک
  • die Iris = عنبیه

محصولات آرایش چشم

  • die Mascara = ریمل
  • der Eyeliner = خط چشم
  • der Kajal = مداد چشم
  • der Lidschatten = سایه چشم
  • die Wimpernzange = فرمژه
  • die künstlichen Wimpern = مژه مصنوعی

مثال:

Sie trägt künstliche Wimpern.
او مژه مصنوعی گذاشته است.

مژه مصنوعی

die künstlichen Wimpern = مژه مصنوعی

واژه künstlich یعنی مصنوعی.

در مقابل آن:

natürlich = طبیعی

مثلاً:

Ich mag einen natürlichen Look.
من یک ظاهر طبیعی را دوست دارم.

لغات آلمانی مربوط به ابرو

اگر در آرایشگاه یا سالن زیبایی بخواهید درباره ابرو صحبت کنید، این کلمات بسیار کاربردی هستند:

  • die Augenbraue = ابرو
  • die Pinzette = موچین
  • zupfen = موچین کردن / برداشتن مو
  • formen = فرم دادن
  • färben = رنگ کردن
  • die Augenbrauenfarbe = رنگ ابرو
  • dünn = نازک
  • dick = ضخیم
  • breit = پهن
  • schmal = باریک

مثال:

Ich möchte meine Augenbrauen zupfen lassen.
می‌خواهم ابروهایم را مرتب کنم / با موچین بردارم.

ساختار lassen در این جمله بسیار مهم است؛ چون نشان می‌دهد شخص دیگری این کار را برای شما انجام می‌دهد.

مثلاً:

Ich lasse meine Haare schneiden.
موهایم را کوتاه می‌کنم.
(یعنی می‌گذارم شخص دیگری موهایم را کوتاه کند.)

لغات آلمانی مرتبط با پوست و مراقبت از صورت

زیبایی فقط به آرایش محدود نمی‌شود. مراقبت از پوست نیز بخش مهمی از واژگان مربوط به زیبایی است.

  • die Haut = پوست
  • das Gesicht = صورت
  • die Gesichtscreme = کرم صورت
  • die Feuchtigkeitscreme = کرم مرطوب‌کننده
  • die Sonnencreme = کرم ضدآفتاب
  • die Gesichtsreinigung = پاکسازی صورت
  • der Gesichtsreiniger = شوینده صورت
  • das Gesichtswasser = تونر
  • das Serum = سرم
  • die Gesichtsmaske = ماسک صورت
  • das Peeling = لایه‌بردار / پیلینگ
  • der Lippenbalsam = بالم لب

انواع پوست به آلمانی

یکی از کاربردی‌ترین بخش‌های واژگان زیبایی، شناخت انواع پوست است.

trockene Haut = پوست خشک

fettige Haut = پوست چرب

Mischhaut = پوست مختلط

empfindliche Haut = پوست حساس

normale Haut = پوست معمولی

مثال:

Ich habe empfindliche Haut.
من پوست حساسی دارم.

یا:

Diese Creme ist für trockene Haut geeignet.
این کرم برای پوست خشک مناسب است.

واژه geeignet یعنی «مناسب / قابل استفاده برای».

لغات آلمانی مربوط به مشکلات پوستی

در هنگام خرید محصولات مراقبت از پوست ممکن است این واژه‌ها را ببینید:

  • die Akne = آکنه
  • der Pickel = جوش
  • die Mitesser = جوش سرسیاه / کومدون
  • die Falte = چروک
  • die Falten = چروک‌ها
  • die Narbe = جای زخم
  • die Rötung = قرمزی
  • die trockene Haut = پوست خشک
  • die gereizte Haut = پوست تحریک‌شده
  • die Unreinheiten = نواقص / جوش و آلودگی‌های پوستی

مثال:

Dieses Produkt hilft gegen Pickel.
این محصول به مقابله با جوش کمک می‌کند.

Diese Creme ist für empfindliche Haut geeignet.
این کرم برای پوست حساس مناسب است.


لغات آلمانی مربوط به مو و آرایش مو

اگر قرار است در آلمان به آرایشگاه بروید، این قسمت را حتماً یاد بگیرید.

  • das Haar = مو
  • die Haare = موها
  • der Haarschnitt = مدل / کوتاهی مو
  • die Frisur = مدل مو
  • der Friseur = آرایشگر مرد
  • die Friseurin = آرایشگر زن
  • der Friseursalon = آرایشگاه
  • schneiden = کوتاه کردن
  • färben = رنگ کردن
  • föhnen = سشوار کشیدن
  • glätten = صاف کردن
  • locken = فر کردن
  • kämmen = شانه کردن
  • waschen = شستن
  • stylen = حالت دادن

مثال:

Ich möchte meine Haare schneiden lassen.
می‌خواهم موهایم را کوتاه کنم.

Ich möchte meine Haare färben lassen.
می‌خواهم موهایم را رنگ کنم.

چند جمله کاربردی در آرایشگاه آلمان

Ich möchte meine Haare kürzer schneiden lassen.
می‌خواهم موهایم کوتاه‌تر شود.

Bitte nur die Spitzen schneiden.
لطفاً فقط نوک موها را کوتاه کنید.

Ich möchte meine Haare färben lassen.
می‌خواهم موهایم را رنگ کنم.

Welche Haarfarbe empfehlen Sie?
چه رنگ مویی را پیشنهاد می‌کنید؟

Ich möchte meine Haare glätten lassen.
می‌خواهم موهایم را صاف کنم.

Ich möchte Locken haben.
می‌خواهم موهایم فر باشد.

Bitte nicht zu kurz.
لطفاً خیلی کوتاه نکنید.

Ich möchte diese Frisur.
من این مدل مو را می‌خواهم.

لغات آلمانی مربوط به ابزارهای آرایش

علاوه بر محصولات آرایشی، شناخت ابزارهایی که برای آرایش استفاده می‌شوند نیز اهمیت زیادی دارد.

واژه آلمانیترجمه فارسی
der Pinselبراش / قلم‌مو
der Make-up-Pinselبراش آرایش
der Puderpinselبراش پودر
der Lidschattenpinselبراش سایه چشم
der Schwammاسفنج
der Make-up-Schwammاسفنج آرایشی
die Pinzetteموچین
die Wimpernzangeفرمژه
der Spiegelآینه
der Kosmetikspiegelآینه آرایشی
der Kammشانه
die Haarbürsteبرس مو
der Föhnسشوار
der Lockenstabفرکننده مو
das Glätteisenاتوی مو
der Rasiererتیغ / وسیله اصلاح
die Nagelfeileسوهان ناخن
der Nagelknipserناخن‌گیر

چند جمله کاربردی

Wo ist mein Make-up-Pinsel?
براش آرایش من کجاست؟

Ich brauche einen neuen Pinsel.
به یک براش جدید نیاز دارم.

Dieser Schwamm ist sehr weich.
این اسفنج خیلی نرم است.

Ich benutze einen Kosmetikspiegel.
من از یک آینه آرایشی استفاده می‌کنم.

فعل benutzen به معنی «استفاده کردن» است و در مکالمات مربوط به محصولات آرایشی بسیار کاربرد دارد.

رنگ‌ها در زبان آلمانی؛ واژگان ضروری برای خرید لوازم آرایش

وقتی در آلمان قصد خرید رژ لب، سایه، لاک یا رنگ مو دارید، باید نام رنگ‌ها را بلد باشید.

  • rot = قرمز
  • rosa = صورتی
  • pink = صورتی پررنگ
  • lila = بنفش
  • violett = ارغوانی / بنفش
  • blau = آبی
  • grün = سبز
  • gelb = زرد
  • orange = نارنجی
  • braun = قهوه‌ای
  • beige = بژ
  • schwarz = مشکی
  • weiß = سفید
  • grau = خاکستری
  • gold = طلایی
  • silber = نقره‌ای

برای رنگ‌های مربوط به پوست نیز این واژه‌ها را زیاد می‌بینید:

  • hell = روشن
  • dunkel = تیره
  • mittel = متوسط
  • warm = گرم
  • kühl = سرد
  • neutral = خنثی

مثلاً:

Ich suche einen hellen Farbton.
دنبال یک تناژ رنگی روشن هستم.

Haben Sie diesen Lippenstift auch in Rosa?
آیا این رژ لب را به رنگ صورتی هم دارید؟

لغات آلمانی مربوط به تناژ و رنگ پوست

در فروشگاه‌های لوازم آرایشی، به‌خصوص هنگام انتخاب کرم پودر و کانسیلر، ممکن است با واژه‌های زیر روبه‌رو شوید:

der Hautton = رنگ پوست

der Farbton = تناژ / طیف رنگ

der Unterton = آندرتون / ته‌رنگ

hell = روشن

mittel = متوسط

dunkel = تیره

warm = گرم

kalt / kühl = سرد

neutral = خنثی

مثال:

Welcher Farbton passt zu meinem Hautton?
کدام تناژ با رنگ پوست من هماهنگ است؟

این جمله هنگام خرید Foundation بسیار مفید است.

لغات آلمانی مربوط به آرایش لب

آرایش لب یکی از موضوعات مهم در واژگان زیبایی است.

  • die Lippe = لب
  • der Lippenstift = رژ لب
  • der Lipgloss = برق لب
  • der Lippenkonturenstift = مداد لب
  • der Lippenbalsam = بالم لب
  • die Lippenpflege = مراقبت از لب
  • die Lippenfarbe = رنگ لب
  • matt = مات
  • glänzend = براق
  • langanhaltend = بادوام
  • wasserfest = ضدآب

چند صفت بسیار کاربردی

matter Lippenstift
رژ لب مات

glänzender Lippenstift
رژ لب براق

langanhaltender Lippenstift
رژ لب بادوام

مثال:

Ich suche einen langanhaltenden Lippenstift.
دنبال یک رژ لب بادوام هستم.

Ich mag matte Lippenstifte.
من رژ لب‌های مات را دوست دارم.

لغات آلمانی مربوط به ناخن و مانیکور

اگر به مانیکور، پدیکور و طراحی ناخن علاقه دارید، این واژگان را یاد بگیرید:

  • der Nagel = ناخن
  • die Nägel = ناخن‌ها
  • der Fingernagel = ناخن دست
  • der Zehennagel = ناخن پا
  • der Nagellack = لاک ناخن
  • die Nagellackfarbe = رنگ لاک
  • die Nagelfeile = سوهان ناخن
  • die Maniküre = مانیکور
  • die Pediküre = پدیکور
  • das Nagelstudio = سالن ناخن
  • künstliche Nägel = ناخن مصنوعی
  • Gelnägel = ناخن ژلی
  • Acrylnägel = ناخن اکریلیک
  • Nageldesign = طراحی ناخن

مثال:

Ich möchte eine Maniküre machen lassen.
می‌خواهم مانیکور انجام بدهم.

Ich möchte meine Nägel lackieren.
می‌خواهم ناخن‌هایم را لاک بزنم.

Welche Nagellackfarbe gefällt Ihnen?
کدام رنگ لاک را دوست دارید؟


لغات آلمانی مربوط به عطر و خوشبوکننده‌ها

عطر نیز بخش مهمی از دنیای زیبایی است.

  • das Parfüm = عطر
  • der Duft = رایحه / بو
  • der Geruch = بو
  • das Eau de Parfum = ادوپرفیوم
  • das Eau de Toilette = ادوتویلت
  • der Flakon = شیشه عطر
  • der Zerstäuber = اسپری‌کننده / افشانه
  • frisch = تازه / خنک
  • süß = شیرین
  • blumig = گل‌دار
  • fruchtig = میوه‌ای
  • holzig = چوبی
  • würzig = ادویه‌ای
  • intensiv = قوی / غلیظ
  • leicht = ملایم / سبک

مثلاً:

Ich mag frische Düfte.
من رایحه‌های خنک و تازه را دوست دارم.

Dieses Parfüm riecht sehr angenehm.
این عطر بوی بسیار مطبوعی دارد.

فعل riechen یعنی «بو دادن / بو کردن».


لغات آلمانی مربوط به محصولات مراقبت از مو

برای داشتن مکالمه بهتر در آرایشگاه یا هنگام خرید محصولات مو، این واژگان را یاد بگیرید:

  • das Shampoo = شامپو
  • die Spülung = نرم‌کننده
  • die Haarmaske = ماسک مو
  • das Haaröl = روغن مو
  • das Haarserum = سرم مو
  • das Haarspray = اسپری مو
  • das Haargel = ژل مو
  • der Haarschaum = موس مو
  • das Trockenshampoo = شامپوی خشک
  • der Conditioner = نرم‌کننده
  • das Haarwachs = واکس مو
  • das Hitzeschutzspray = اسپری محافظ حرارت

انواع مو

glattes Haar = موی صاف

lockiges Haar = موی فر

welliges Haar = موی موج‌دار

dünnes Haar = موی نازک

dickes Haar = موی ضخیم

trockenes Haar = موی خشک

fettiges Haar = موی چرب

coloriertes Haar = موی رنگ‌شده

مثال:

Ich habe trockenes Haar.
من موهای خشکی دارم.

Dieses Shampoo ist für coloriertes Haar geeignet.
این شامپو برای موهای رنگ‌شده مناسب است.


لغات آلمانی مربوط به رنگ کردن مو

اگر قصد دارید در آرایشگاه موهایتان را رنگ کنید، این واژگان بسیار کاربردی هستند:

  • die Haarfarbe = رنگ مو
  • färben = رنگ کردن
  • blond = بلوند
  • brünett = قهوه‌ای / خرمایی
  • braun = قهوه‌ای
  • schwarz = مشکی
  • rot = قرمز
  • grau = خاکستری
  • die Strähnchen = هایلایت / لایت‌های مو
  • die Blondierung = دکلره
  • der Ansatz = ریشه مو
  • die Spitzen = نوک مو

مثال:

Ich möchte meine Haare blond färben.
می‌خواهم موهایم را بلوند کنم.

Ich möchte nur den Ansatz färben.
فقط می‌خواهم ریشه موهایم رنگ شود.

Ich möchte blonde Strähnchen.
هایلایت بلوند می‌خواهم.


لغات مهم برای توصیف مدل و ظاهر مو

  • kurz = کوتاه
  • lang = بلند
  • mittel-lang = متوسط رو به بلند
  • glatt = صاف
  • lockig = فر
  • wellig = موج‌دار
  • voluminös = حجیم
  • dünn = نازک
  • dick = ضخیم
  • gestuft = لایه‌لایه
  • gerade = صاف / مستقیم
  • modern = مدرن
  • klassisch = کلاسیک
  • natürlich = طبیعی

مثلاً:

Ich möchte eine moderne Frisur.
یک مدل موی مدرن می‌خواهم.

Ich möchte eine natürliche Haarfarbe.
یک رنگ موی طبیعی می‌خواهم.


لغات آلمانی مربوط به انواع آرایش

برای توصیف سبک آرایش نیز می‌توان از چند عبارت بسیار کاربردی استفاده کرد:

natürliches Make-up = آرایش طبیعی

leichtes Make-up = آرایش سبک

starkes Make-up = آرایش غلیظ

Abend-Make-up = آرایش شب

Tages-Make-up = آرایش روز

Hochzeits-Make-up = آرایش عروس

Party-Make-up = آرایش مهمانی

professionelles Make-up = آرایش حرفه‌ای

glamouröses Make-up = آرایش گلامور / پرزرق‌وبرق

مثال:

Ich bevorzuge ein natürliches Make-up.
من آرایش طبیعی را ترجیح می‌دهم.

فعل bevorzugen یعنی «ترجیح دادن».


صفت‌های پرکاربرد برای توصیف ظاهر و آرایش

برای اینکه بتوانید درباره نتیجه آرایش صحبت کنید، این صفات را نیز یاد بگیرید:

  • schön = زیبا
  • hübsch = خوشگل
  • attraktiv = جذاب
  • elegant = شیک / زیبا
  • natürlich = طبیعی
  • modern = مدرن
  • glamourös = گلامور
  • dezent = ملایم / ظریف
  • auffällig = جلب‌توجه‌کننده
  • perfekt = عالی / بی‌نقص
  • gepflegt = آراسته
  • strahlend = درخشان
  • matt = مات
  • glänzend = براق

دو کلمه dezent و auffällig به‌خصوص در توصیف آرایش کاربرد زیادی دارند.

Das Make-up ist sehr dezent.
آرایش خیلی ملایم است.

Sie trägt ein auffälliges Make-up.
او آرایشی جلب‌توجه‌کننده دارد.


۲۰ عبارت بسیار کاربردی برای خرید لوازم آرایشی در آلمان

اگر وارد یک فروشگاه لوازم آرایشی شدید، این جمله‌ها می‌توانند به شما کمک کنند:

  1. Ich suche einen Lippenstift.
    دنبال یک رژ لب هستم.
  2. Haben Sie diesen Artikel auch in einer anderen Farbe?
    آیا این محصول را در رنگ دیگری هم دارید؟
  3. Welche Farbe empfehlen Sie?
    چه رنگی را پیشنهاد می‌کنید؟
  4. Ich suche eine Foundation für helle Haut.
    دنبال کرم پودری برای پوست روشن هستم.
  5. Haben Sie etwas für empfindliche Haut?
    محصولی برای پوست حساس دارید؟
  6. Ist dieses Produkt wasserfest?
    آیا این محصول ضدآب است؟
  7. Ist das für trockene Haut geeignet?
    آیا این برای پوست خشک مناسب است؟
  8. Wie lange hält das Produkt?
    این محصول چقدر دوام دارد؟
  9. Kann ich es ausprobieren?
    می‌توانم آن را امتحان کنم؟
  10. Wo finde ich die Make-up-Produkte?
    محصولات آرایشی را کجا پیدا کنم؟
  11. Wo finde ich die Hautpflegeprodukte?
    محصولات مراقبت از پوست را کجا پیدا کنم؟
  12. Ich brauche eine Feuchtigkeitscreme.
    به یک کرم مرطوب‌کننده نیاز دارم.
  13. Ich suche einen Sonnenschutz.
    دنبال یک محصول ضدآفتاب هستم.
  14. Haben Sie einen Tester?
    نمونه تستر دارید؟
  15. Wie viel kostet das?
    این چقدر قیمت دارد؟
  16. Gibt es dieses Produkt im Angebot?
    آیا این محصول تخفیف دارد؟
  17. Ich möchte dieses Produkt kaufen.
    می‌خواهم این محصول را بخرم.
  18. Haben Sie eine günstigere Alternative?
    گزینه ارزان‌تری دارید؟
  19. Welche Marke empfehlen Sie?
    چه برندی را پیشنهاد می‌کنید؟
  20. Ich suche ein Geschenk.
    دنبال یک هدیه هستم.

مهم‌ترین افعال آلمانی مرتبط با آرایش و زیبایی

یادگیری اسم‌ها به‌تنهایی کافی نیست. اگر بتوانید افعال مرتبط با این حوزه را نیز در جمله به کار ببرید، خیلی راحت‌تر می‌توانید درباره زیبایی و مراقبت شخصی صحبت کنید.

1. sich schminken — آرایش کردن

Ich schminke mich jeden Morgen.
من هر روز صبح آرایش می‌کنم.

2. abschminken — آرایش را پاک کردن

Ich muss mich vor dem Schlafengehen abschminken.
باید قبل از خواب آرایشم را پاک کنم.

اسم مرتبط:

der Make-up-Entferner = پاک‌کننده آرایش

مثال:

Ich brauche einen guten Make-up-Entferner.
به یک پاک‌کننده آرایش خوب نیاز دارم.

3. auftragen — روی پوست زدن / اعمال کردن

این فعل برای کرم، رژ لب، کرم پودر، ماسک و بسیاری از محصولات آرایشی استفاده می‌شود.

Ich trage die Creme auf mein Gesicht auf.
کرم را روی صورتم می‌زنم.

4. verteilen — پخش کردن

Verteilen Sie die Foundation gleichmäßig.
کرم پودر را به‌صورت یکنواخت پخش کنید.

gleichmäßig = به‌طور یکنواخت

5. reinigen — تمیز کردن / پاکسازی کردن

Ich reinige mein Gesicht jeden Abend.
هر شب صورتم را پاکسازی می‌کنم.

6. pflegen — مراقبت کردن

Ich pflege meine Haut regelmäßig.
به‌طور منظم از پوستم مراقبت می‌کنم.

اسم این فعل:

die Pflege = مراقبت

مثلاً:

Hautpflege = مراقبت از پوست

7. färben — رنگ کردن

Ich möchte meine Haare färben.
می‌خواهم موهایم را رنگ کنم.

8. schneiden — کوتاه کردن

Ich möchte meine Haare schneiden lassen.
می‌خواهم موهایم را کوتاه کنم.

9. glätten — صاف کردن

Ich lasse meine Haare glätten.
موهایم را صاف می‌کنم.

10. locken — فر کردن

Sie lässt ihre Haare locken.
او موهایش را فر می‌کند.


واژگان آلمانی مربوط به سالن زیبایی

اگر در آلمان زندگی می‌کنید، احتمالاً در موقعیت‌های مختلف به سالن‌های زیبایی مراجعه خواهید کرد.

  • der Schönheitssalon = سالن زیبایی
  • das Kosmetikstudio = مرکز / سالن خدمات زیبایی
  • der Friseursalon = آرایشگاه
  • das Nagelstudio = سالن ناخن
  • die Kosmetikerin = متخصص زیبایی زن
  • der Kosmetiker = متخصص زیبایی مرد
  • die Friseurin = آرایشگر زن
  • der Friseur = آرایشگر مرد
  • die Kundin = مشتری زن
  • der Kunde = مشتری مرد
  • der Termin = وقت / نوبت
  • vereinbaren = هماهنگ کردن / تعیین کردن
  • absagen = لغو کردن
  • verschieben = تغییر دادن زمان

تعیین وقت در سالن زیبایی

Ich möchte einen Termin vereinbaren.
می‌خواهم یک وقت رزرو کنم.

Haben Sie heute noch einen Termin frei?
امروز وقت خالی دارید؟

Ich möchte einen Termin für Freitag buchen.
می‌خواهم برای جمعه وقت رزرو کنم.

Kann ich den Termin verschieben?
می‌توانم زمان نوبتم را تغییر بدهم؟

Ich muss meinen Termin leider absagen.
متأسفانه باید نوبتم را لغو کنم.


مکالمه کوتاه در سالن زیبایی به زبان آلمانی

یکی از بهترین روش‌های یادگیری این واژگان، استفاده از آن‌ها در یک مکالمه واقعی است.

Kundin: Guten Tag. Ich möchte einen Termin für eine Gesichtsbehandlung vereinbaren.

Kosmetikerin: Guten Tag. Gerne. Wann hätten Sie Zeit?

Kundin: Hätten Sie am Freitag Nachmittag einen Termin frei?

Kosmetikerin: Ja, um 15 Uhr hätten wir noch einen Termin.

Kundin: Das passt sehr gut. Ich habe empfindliche Haut.

Kosmetikerin: Kein Problem. Wir können eine Behandlung für empfindliche Haut machen.

Kundin: Sehr gerne. Wie lange dauert die Behandlung?

Kosmetikerin: Ungefähr eine Stunde.

ترجمه فارسی

مشتری: سلام. می‌خواهم برای یک جلسه مراقبت از صورت وقت بگیرم.

متخصص زیبایی: سلام. حتماً. چه زمانی وقت دارید؟

مشتری: جمعه بعدازظهر وقت خالی دارید؟

متخصص زیبایی: بله، ساعت ۱۵ یک وقت خالی داریم.

مشتری: خیلی خوب است. من پوست حساسی دارم.

متخصص زیبایی: مشکلی نیست. می‌توانیم یک درمان مناسب پوست حساس انجام دهیم.

مشتری: خیلی خوب. این کار چقدر طول می‌کشد؟

متخصص زیبایی: حدود یک ساعت.


واژگان مربوط به مراقبت و پاکسازی صورت

اگر به سالن زیبایی مراجعه کنید، احتمالاً این اصطلاحات را خواهید شنید:

die Gesichtsbehandlung = مراقبت / درمان زیبایی صورت

die Gesichtsreinigung = پاکسازی صورت

die Tiefenreinigung = پاکسازی عمیق

die Gesichtsmassage = ماساژ صورت

die Gesichtsmaske = ماسک صورت

das Peeling = لایه‌برداری

die Feuchtigkeitspflege = مراقبت و آبرسانی پوست

die Hautanalyse = آنالیز پوست

die Gesichtspflege = مراقبت از صورت

مثال:

Ich möchte eine professionelle Gesichtsreinigung.
می‌خواهم یک پاکسازی حرفه‌ای صورت انجام دهم.


لغات آلمانی مربوط به آرایش عروس

برای کسانی که قصد ازدواج یا برگزاری مراسم در آلمان دارند، این واژگان می‌تواند بسیار مفید باشد:

  • die Braut = عروس
  • der Bräutigam = داماد
  • das Braut-Make-up = آرایش عروس
  • die Brautfrisur = مدل موی عروس
  • das Hochzeits-Make-up = آرایش عروسی
  • die Hochzeit = عروسی
  • der Hochzeitstag = روز عروسی
  • das Brautkleid = لباس عروس
  • der Schleier = تور عروس
  • die Wimpern = مژه‌ها
  • die Hochsteckfrisur = شینیون / مدل موی جمع‌شده

مثال:

Ich brauche ein professionelles Braut-Make-up.
به یک آرایش حرفه‌ای عروس نیاز دارم.

Ich möchte eine elegante Brautfrisur.
یک مدل موی عروس شیک می‌خواهم.


واژگان آلمانی مربوط به شینیون و مدل مو

die Hochsteckfrisur = شینیون

die Flechtfrisur = مدل موی بافته

der Zopf = بافت / گیس

der Pferdeschwanz = دم‌اسبی

der Dutt = گوجه‌ای / شینیون ساده

der Seitenscheitel = فرق از کنار

der Mittelscheitel = فرق وسط

der Pony = چتری

die Haarspange = گیره مو

das Haargummi = کش مو

das Haarband = تل / هدبند

مثال:

Ich möchte einen Pferdeschwanz.
یک مدل دم‌اسبی می‌خواهم.

Ich möchte meine Haare hochstecken lassen.
می‌خواهم موهایم را شینیون کنم.


مکالمه در آرایشگاه به زبان آلمانی

Kundin: Guten Tag. Ich habe einen Termin um 14 Uhr.

Friseurin: Guten Tag. Ja, natürlich. Was möchten Sie machen lassen?

Kundin: Ich möchte meine Haare schneiden und färben lassen.

Friseurin: Welche Farbe möchten Sie?

Kundin: Ich hätte gerne ein natürliches Braun.

Friseurin: Möchten Sie auch Strähnchen?

Kundin: Nein, danke. Nur eine gleichmäßige Farbe.

Friseurin: Wie kurz sollen die Haare werden?

Kundin: Bitte nicht zu kurz. Nur die Spitzen.

ترجمه

مشتری: سلام. من برای ساعت ۱۴ وقت دارم.

آرایشگر: سلام. بله، حتماً. چه کاری می‌خواهید انجام دهید؟

مشتری: می‌خواهم موهایم را کوتاه و رنگ کنم.

آرایشگر: چه رنگی می‌خواهید؟

مشتری: یک رنگ قهوه‌ای طبیعی می‌خواهم.

آرایشگر: هایلایت هم می‌خواهید؟

مشتری: نه، ممنون. فقط یک رنگ یکنواخت.

آرایشگر: موهایتان چقدر کوتاه شود؟

مشتری: لطفاً خیلی کوتاه نشود. فقط نوک موها.


اصطلاحات مهم روی بسته‌بندی محصولات آرایشی آلمان

اگر در فروشگاه‌های آلمانی به برچسب محصولات دقت کنید، احتمالاً با این واژه‌ها مواجه می‌شوید:

آلمانیفارسی
für trockene Hautمناسب پوست خشک
für fettige Hautمناسب پوست چرب
für empfindliche Hautمناسب پوست حساس
feuchtigkeitsspendendمرطوب‌کننده / آبرسان
pflegendمراقبتی
beruhigendآرام‌بخش
parfümfreiبدون عطر
alkoholfreiبدون الکل
veganوگان
natürlichطبیعی
dermatologisch getestetتست‌شده از نظر پوستی
wasserfestضدآب
langanhaltendبادوام
ohne Silikoneبدون سیلیکون
ohne Parabeneبدون پارابن

عبارت parfümfrei از دو بخش تشکیل شده است:

Parfüm + frei

یعنی «بدون عطر».

همین الگو را در کلمات دیگری نیز می‌بینید:

alkoholfrei = بدون الکل

zuckerfrei = بدون شکر

پسوند -frei معمولاً مفهوم «بدونِ…» را منتقل می‌کند.


۳۰ لغت ضروری آلمانی آرایش و زیبایی در یک نگاه

برای مرور سریع، مهم‌ترین واژگان این مقاله را یکجا ببینید:

  1. das Make-up — آرایش
  2. sich schminken — آرایش کردن
  3. der Lippenstift — رژ لب
  4. die Mascara — ریمل
  5. der Lidschatten — سایه چشم
  6. der Eyeliner — خط چشم
  7. das Rouge — رژگونه
  8. die Foundation — کرم پودر
  9. der Concealer — کانسیلر
  10. die Haut — پوست
  11. die Creme — کرم
  12. das Serum — سرم
  13. das Peeling — لایه‌بردار
  14. die Gesichtsmaske — ماسک صورت
  15. die Sonnencreme — ضدآفتاب
  16. das Haar — مو
  17. die Frisur — مدل مو
  18. der Haarschnitt — کوتاهی مو
  19. das Shampoo — شامپو
  20. die Haarmaske — ماسک مو
  21. die Haarfarbe — رنگ مو
  22. die Strähnchen — هایلایت
  23. der Nagellack — لاک ناخن
  24. die Maniküre — مانیکور
  25. die Pediküre — پدیکور
  26. das Parfüm — عطر
  27. der Duft — رایحه
  28. die Kosmetikerin — متخصص زیبایی زن
  29. die Friseurin — آرایشگر زن
  30. der Schönheitssalon — سالن زیبایی

چگونه لغات آلمانی آرایش و زیبایی را بهتر حفظ کنیم؟

اگر می‌خواهید این واژگان را فقط برای چند روز حفظ نکنید و بتوانید در مکالمه از آن‌ها استفاده کنید، بهتر است آن‌ها را به‌صورت موضوعی یاد بگیرید.

مثلاً یک روز فقط واژگان آرایش چشم را تمرین کنید:

Auge – Wimper – Augenbraue – Mascara – Eyeliner – Lidschatten

روز بعد سراغ محصولات پوست بروید:

Haut – Creme – Serum – Peeling – Gesichtsmaske – Sonnencreme

سپس برای هر کلمه یک جمله بسازید.

برای مثال:

die Mascara
Ich brauche eine neue Mascara.

die Creme
Diese Creme ist für empfindliche Haut.

der Lippenstift
Ich mag diesen roten Lippenstift.

این روش باعث می‌شود مغز شما کلمه را همراه با موقعیت و جمله واقعی به خاطر بسپارد.


نکته مهم برای زبان‌آموزان: اسم‌ها را با آرتیکل یاد بگیرید

یکی از اشتباهات رایج زبان‌آموزان آلمانی این است که لغات را بدون آرتیکل حفظ می‌کنند.

مثلاً به‌جای اینکه فقط بنویسید:

Lippenstift = رژ لب

بهتر است همیشه بنویسید:

der Lippenstift = رژ لب

همین کار را برای سایر کلمات نیز انجام دهید:

die Mascara

der Lidschatten

das Make-up

die Creme

der Nagellack

das Parfüm

این روش در مراحل بعدی یادگیری زبان آلمانی، به‌خصوص هنگام ساخت جمله و یادگیری حالت‌های دستوری، بسیار کمک‌کننده خواهد بود.


جمع‌بندی؛ مهم‌ترین لغات آلمانی برای آرایش و زیبایی

یادگیری واژگان مربوط به آرایش و زیبایی بانوان به زبان آلمانی فقط برای علاقه‌مندان به دنیای زیبایی کاربرد ندارد. اگر در آلمان زندگی می‌کنید، کار می‌کنید یا قصد مهاجرت دارید، این واژگان می‌توانند در موقعیت‌های روزمره مانند خرید از فروشگاه، مراجعه به آرایشگاه، تعیین وقت سالن زیبایی و خرید محصولات مراقبت از پوست و مو بسیار مفید باشند.

کلماتی مانند das Make-up، der Lippenstift، die Mascara، der Lidschatten، die Foundation، die Haut، die Creme، das Shampoo، die Haarfarbe و der Nagellack از مهم‌ترین واژگانی هستند که بهتر است هر زبان‌آموزی آن‌ها را بشناسد.

از طرف دیگر، یادگیری افعالی مانند sich schminken، auftragen، reinigen، pflegen، färben، schneiden و glätten کمک می‌کند بتوانید فقط اسم محصولات را ندانید، بلکه درباره کارهایی که با آن‌ها انجام می‌دهید نیز صحبت کنید.

بهترین روش این است که این لغات را به شکل موضوعی و همراه با جمله تمرین کنید. برای مثال، به جای حفظ کردن جداگانه کلمه Lippenstift، جمله‌ای مانند:

Ich suche einen roten Lippenstift.

را یاد بگیرید. به این ترتیب هم واژه جدید را یاد می‌گیرید و هم ساختار جمله در ذهن شما تثبیت می‌شود.

سوالات متداول

«آرایش کردن» به آلمانی چه می‌شود؟

رایج‌ترین عبارت sich schminken است.

Ich schminke mich.
من آرایش می‌کنم.

رژ لب به آلمانی چیست؟

der Lippenstift به معنی رژ لب است.

لوازم آرایشی به آلمانی چه می‌شود؟

die Kosmetik یا در بسیاری از موقعیت‌ها Kosmetikprodukte به معنی محصولات آرایشی است.

آرایشگاه زنانه به آلمانی چیست؟

بسته به نوع خدمات می‌توان از der Friseursalon برای آرایشگاه مو و das Kosmetikstudio برای خدمات زیبایی و مراقبت از پوست استفاده کرد.

پوست خشک به آلمانی چه می‌شود؟

trockene Haut

پوست حساس به آلمانی چه می‌شود؟

empfindliche Haut

رژگونه به آلمانی چیست؟

das Rouge

ریمل به آلمانی چیست؟

die Mascara

سایه چشم به آلمانی چیست؟

der Lidschatten

ضدآفتاب به آلمانی چیست؟

die Sonnencreme یا der Sonnenschutz.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا