وین اتریش و دره واکائو: یه ترکیب عالی از شهر و طبیعت

وین اتریش و دره واکائو میتونه یه سفر فراموش نشدنی باری شما باشه. این روزها که سفر میرم، فهمیدم بهترین راه اینه که یه شهر بزرگ و هیجانانگیز رو با یه گشتوگذار باصفا تو طبیعت ترکیب کنی.
چرا؟ چون اولش غرق حال و هوای شهر میشی، کلی تاریخ و فرهنگ یاد میگیری، جاهای دنج و شلوغش رو پیدا میکنی و کلی قدم میزنی. اما مشکل اینجاست که اگه بعد از کلی گشتوگذار، مستقیم بری فرودگاه، هم خسته میشی و هم یه جورایی انگار همهچیز رو کامل حس نکردی.
اینجاست که طبیعت وارد میشه! فکر کن یه سفر چهار روزه به شهر رو تبدیل کنی به یه برنامه یک هفتهای، که هم نفس بکشی، هم به چیزایی که دیدی فکر کنی.
مثلاً کوههای اطلس با مراکش، یا باغهای انگور دره دورو با پرتغال. این ترکیبها به سفرت عمق میدن. اون ظروف سفالی که تو مراکش میخری، ممکنه از کوهها اومده باشن. شرابهای بندر پرتغال هم با قایق از دره دورو اومدن. شهر و روستا، انگار از یه پارچه فرهنگی بافته شدن. سرعتشون فرق داره، ولی ریشهشون یکیه.
به خاطر همین، اولین بار که رفتم وین اتریش، خواستم حتماً یه سر هم به دره واکائو، که معروفه به شرابهای سفید درجه یکش، بزنم.
- مطالب مرتبط با اتریش:
- راهنمای جامع دریافت گواهینامه رانندگی در اتریش
- 10 کشور برتر جهان از نظر رفاه اجتماعی و کیفیت زندگی
سفر به وین اتریش
اول رسیدم وین اتریش و تو هتل آستوریا وین اتریش (که جزو هتلهای Curio Collection by Hilton هست) اقامت کردم. یه هتل قدیمی و باشکوه که بعد از یه بازسازی اساسی، دوباره در سال ۲۰۲۵ با چهرهای نو بازگشایی شده.
هتل آستوریا یه جای عالی برای شروع بود. تو شیکترین خیابان خرید شهر قرار گرفته، ۵ دقیقه تا کلیسای جامع سنت استفان و ۲ دقیقه تا اپرای دولتی وین اتریش فاصله داره. خلاصه، وسط همه اتفاقها هستی، اما به محض ورود، آرامش و حس لوکس بودن مهماننوازیاش، خستگی پاهات رو از تن در میکنه.
اگه میخوای وین اتریش رو درست و حسابی ببینی، باید خودتو با ذاتش وفق بدی: باشکوه، تاریخی و پر از لذت!
وین اتریش یکی از قدیمیترین شهرهای اروپاست. پر از شاهکارهای هنری و معماری، کافهها و رستورانهاش پر از داستان هنرمندان و متفکران بزرگه. حس لوکس بودن و شکوه، انگار تو هوای وین اتریش شناوره. پس نفس عمیق بکش و لذت ببر!
هنر اینجا حرف اول رو میزنه. موزههای زیادی هست که تو یه سفر نمیشه همهشون رو دید، ولی ما به موزه لئوپولد، کاخ بلودر و آلبرتینا سر زدیم. سه تا مجموعه فوقالعاده که برای هر کسی، حتی اگه سررشتهای از هنر نداشته باشه، جذاب و قابل فهم چیده شده بودن.
علاقهمندیهای محلیها بیشتر تو کارهای اِگون شیله و گوستاو کلیمت دیده میشه. شاهکار کلیمت، “بوسه”، تو کاخ بلودر حرف نداره. اما تو هر سه موزه، آثار هنرمندان بزرگی مثل پیکاسو، مونه، رنوار، مونک، ماگریت، سزان و خیلیهای دیگه رو میبینی. لیستشون انگار صفحه جواب سوالات مسابقه دانشگاهی بود!
وقتی هم که دنبال تاریخ و معماری هستی، ساختمانهای باشکوهی وجود دارن که مستقیماً به امپراتوری هابسبورگ ربط دارن. میتونی یه مرور سریع از تاریخ اتریش، از امپراتوری تا جمهوری، دو جنگ جهانی و بازسازیها رو تو کتابخانه ملی اتریش ببینی.
این همه اطلاعات و هیجان، یه سوختگیری اساسی میطلبه! و کجا بهتر از کافههای معروف وین اتریش؟ هنرمندها و موسیقیدانها هم اینجا بودن که انرژیشون رو تجدید کنن، اونم تو بهترین شیرینیفروشیهای شهر.
ما هر روز به یه کافه سر میزدیم. شاید یه یورو بیشتر برای یه تیکه کیک بدی، ولی داری به زیبایی و تاریخ اطرافت بها میدی. کنار زیگموند فروید قهوه بخور، کنار اشتروس کیک بخور. این تجربهی وین اتریش هست!
اگه دنبال لوکس بودن هستی، برو به کافه امپریال. اونجا کیکهای مخصوص خودشون رو دارن، ولی پیشنهاد من کایزاشمارن هست: پنکیک پودر شده پفکی، با کمپوت آلو و زردآلو. اسمش یعنی “شامپاین امپراتور”، که یه داستان درباره فرانتس جوزف اول و همسرش که نگران وزنش بود، داره. هرچی که باشه، این یه دسر سلطنتیه!
کافه سنترال هم جای فوقالعاده زیباییه. سقفهای بلند، طاقهای شیک و غرفههای دنج، حس و حال قارهای رو بهت میده، و اشترودل سیب سنتیش عالیه، مخصوصاً با سس وانیل.
و البته، حرف زدن از وین اتریش بدون ساخِرتورته (Sachertorte) کامل نیست. این دیگه نماد شهر شده! کیک شکلاتی غلیظ، یه لایه مربای زردآلو، و یه روکش گاناش شکلاتی براق، با یه عالمه خامه شیرین. فوقالعادهست!
اگه زیادی تو اینترنت بچرخی، شاید بگن کافههای معروف توریستی هستن و باید بری سراغ کافههای مدرنتر. ولی من کاملاً مخالفم! گاهی کلاسیک بهترینه، و تو وین اتریش، کلاسیک همیشه بهترینه.
پس برو سراغ دو تا کافهای که ادعا میکنن مخترع ساخِرتورته هستن. کافه دمل خوبه، و شیرینیفروشی شگفتانگیز اونجا، آدم رو یاد شیرینیفروشی فیلم “هتل بزرگ بوداپست” میندازه. اما برای من، کافه ساخر برنده اصلیه. اینجا بهترین تیکه تورت رو تو شهر پیدا میکنی.
اگه قبل از رفتن از وین اتریش یه کار دیگه که باید بکنی، سر زدن به اپرای دولتی هست. این دیگه نهایت شکوه و اشرافیت. خود تئاتر یه شاهکاره و نمایشهاش همیشه درجه یکه. اگه تونستی یه اجرا رو ببینی، حتماً این کار رو بکن. و اگه موسیقی زنده دوست داری، باشگاه جاز پوری و بس رو هم چک کن.
خب، کلی لذت، کلی قدم، کلی صف و جمعیت. وقتشه یه کم فرار کنیم!
قطار به کرمس آن در دونائو (Krems an der Donau)، پایتخت غیررسمی دره واکائو، آروم و بدون استرسه. فقط ۱۰ دقیقه با تاکسی از ایستگاه کرمس، تو شهر کوچیک و آروم سِفتِنبرگ، گنجی پیدا میکنی به اسم وِینگوت نیگل (Weingut Nigl)؛ یه جورایی هم تاکستانه، هم هتل.
مجموعه نیگل تو جایی قرار گرفته که انقدر آرام و قشنگه که ممکنه بخندی! همسرم وقتی برای اولین بار منظره اطراف استخر بینهایت با منظره رو به پایین رو دید، فقط تونست یه خنده هیستریک بکنه. شاید یه کم دیوانهوار بود، ولی تنها واکنش منطقی در اون لحظه بود.
هتل با باغهای انگور زیبا احاطه شده، و انتهای اونجا، کلیسای زیبای سِفتِنبرگ دیده میشه، درست پایین تپهای که قلعه قدیمی سِفتِنبرگ روش قرار گرفته. اگه بخواد سعی کنه اروپای قرون وسطی رو نشون بده، نمیتونست بهتر از این باشه!
و ما خوش شانس بودیم که تو بهترین زمان سال اومدیم. جنگلهای بالای تپه که مشرف به رودخانه کرمس بودن، رنگهای پاییزی زیبایی داشتن، و برگهای انگور هم به آخر فصلشون نزدیک میشدن. زیر نور آفتاب دلانگیز (و غیرمنتظره) اواخر اکتبر، منظرهای تماشایی بود.
اتاق ما یه سوئیت زیبا به سبک خانههای روستایی شیک بود که به تاکستانها مشرف بود. دنج و گرم، ولی هنوز همون حس لوکسی رو داشت که از وین اتریش اومده بودیم. اسپا هم دو تا سونا، اتاق بخار، استخر بینهایت با منظره و کلی خدمات ماساژ داره. اینجا فقط برای استراحت نیست، برای لذت بردن از خودت هم هست.
لذت اینجا تو رستوران هم ادامه پیدا میکنه، که برترام نیگل با مهارت مدیریتش میکنه – این واقعاً یه کسبوکار خانوادگیه. از صبحانههای مفصل تا منوی شام مفصل، اینجا میتونی غذاهای اصیل اتریشی روستایی رو با یه حس لوکس تجربه کنی. منوی مزه با تمرکز روی غاز، یه چیز تماشایی بود…
و البته، نمیشد بدون امتحان کردن شرابهای خانواده نیگل اینجا رو ترک کنیم – یه تجربه واقعاً شاد! ۱۷ نوع مختلف رو امتحان کردیم، از اسپارکلینگ و شیرین، ولی بیشتر گرونر ولتلینر و ریسلینگ. این شرابها عطر فوقالعاده و طعم ترد و دلنشینی داشتن که بین خوشطعمترینهایی بود که تا حالا خوردم.
تو دره واکائو کلی کار هست برای انجام دادن. تورهای قایق و مسیرهای دوچرخهسواری محبوبن. گشت زدن تو کرمس ارزشش رو داره، و صومعه مِلک و قلعه دورنشتاین هم به همون اندازه که تاریخی هستن، عکسهای قشنگی هم ازشون میشه گرفت. اما هدف اصلی این تعطیلات، آرامش و ریلکس کردن بود، پس ما تقریباً از همون محدوده یک کیلومتری خودمون بیرون نرفتیم.
این تا حدی به خاطر یه کشف فوقالعاده تاریخی خانوادگی بود که باعث شد به خود سِفتِنبرگ بیشتر علاقه پیدا کنم – بیشترشو میتونی اینجا بخونی – پس یه پیادهروی طولانی دور روستا و تا قلعه، بین جلسات سونا و سرو غاز، حسابی من رو سرگرم کرد.
اون چند روزی که تو طبیعت سرسبز اتریش گذروندیم، باعث شد سفرمون به وین اتریش نفس تازه کنه. چه کنار استخر نشسته بودیم، چه تو سونا بودیم، یا قهوه میخوردیم، وقت داشتیم با حس خوب به پایتخت فکر کنیم و زیبایی اطرافمون رو با آرامش بیشتری قدر بدونیم.
این دو تا، بهترین ترکیب ممکن رو ساختن. وین اتریش مثل یه وعده غاز بریان خوشمزه و مفصله، که خیلی راحت میشه توش زیادهروی کرد. اما دره واکائو مثل یه لیوان گرونر ولتلینر خنک و ترد میمونه؛ یه نفس تازه که کل تجربه رو طراوت میبخشه، نه فقط با تضادش، بلکه با غنی کردن کل ماجرا.








